سعید احمدی پویا
  • خانه
  • وبلاگ برداشت
  • وبلاگ اشاره‌گر
  • درباره من
  • ارتباط با من
  • رزومه
  • English
  • Menu

سه‌شنبه سیاه، پنجشبه سیاه و ….

تیر 10, 1401/35 دیدگاه /در اشاره‌گر, بانکداری و پرداخت الکترونیک /توسط سعید احمدی پویا

« فکرشو بکن. کل عمرت کار کنی تا خونه بخری و صاحبش بشی و بعد یدفعه ببینی دیگه کسی نیست توش زندگی کنه. » این دیالوگی از شخصیت «ویلی» در نمایشنامه «مرگ فروشنده» آرتور میلر است. «آرتور میلر» زمانی گفت که نمایشنامه ی «مرگ فروشنده»، «تراژدی انسان عادی» است. شخصیت اصلی در این اثر، «ویلی لومن»، مردی کاملا معمولی است که به دنبال سود بیشتر و به عبارت دیگر به دنبال «رویای آمریکایی» است. رویای امریکایی، اصطلاحی است  که آدامز در سال 1931 در کتاب “حماسه امریکا” به کار برد و عنوان کرد که  جامعه امریکا پس از اعلامیه استقلال در اواخر قرن هجدهم میلادی، در تکاپوی رسیدن به مدینه فاضله‌ای برای رویاها و آرزوهای بزرگ است و  دچار کابوسی هراس‌آور می شود، کابوسی که پیامد طمع مهارنشدنی و جریان بی‌رحم سرمایه‌داری در دهه 30 میلادی است. کابوس «پنجشبه سیاه»  بدترین رکود اقتصادی در تاریخ جهان صنعتی بود و ناقوس سقوط بزرگ بورس وال‌استریت را از روز پنجشنبه ۲۴ اکتبر سال ۱۹۲۹ نواخت. همان پنج‌شنبه سیاه که سرمایه گذاران عصبی، شروع به فروش انبوه سهام گران قیمت کردند و ۱۲.۹ میلیون سهم در آن روز معامله شد و پنج روز بعد، در ۲۹ اکتبر یا «سه شنبه سیاه»، موج دیگری از وحشت، وال‌استریت را فراگرفت و حدود ۱۶ میلیون سهم دیگر معامله شد و در نهایت میلیون‌ها سهم، ارزش خود را از دست دادند.

از سوی دیگر، در پی روزهای طلایی بورس وال‌استریت، این باور در مردم آمریکا ایجاد شده بود که افزایش ارزش سهام نامحدود است و برای کسب سود بیشتر، مبالغ هنگفتی را وام گرفته بودند تا با نردبان وال‌استریت  به رویای آمریکایی خود برسند. گزارشات تحلیلی که در آن زمان منتشر شد، مؤید این نکته بود که از هر ۱۰ دلار قرض گرفته شده از بانک، 4 دلار برای خرید سهام استفاده شده است. و حال سهامدارانی که سهام خود را از دست داده‌اند، باید به فکر بازپس دادن اقساط تسهیلات و وام‌های خود می‌بودند و در نتیجه صدهاهزار خانواده آمریکایی ورشکست شده و به خاک سیاه نشستند.

از سوی دیگر، بانک‌ها با وضعیتی مواجه شدند که دیگر کسی توان بازپس دادن اقساط تسهیلات اخذ شده را نداشت و دچار بحران نقدینگی شدند و با اشاعه اخبار سقوط بازار سهام و کمبود نقدینگی بانک‌ها، مردم به شعبات بانک هجوم بردن و پول‌های خود را از بانک بیرون کشیده و باعث ورشکسته شدن بانک‌ها شدند. میلتون فریدمن (Milton Friedman)، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، معتقد است که سقوط بازار سهام در سال‌های ۱۹۳۰ به رکود بزرگ منجر نشد؛ بلکه سبب ورشکسته شدن شبکه بانکی در سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ گردید. وضعیت آشفته بانکی و رکود در هزینه‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها، سبب  کندی جریان تولید  شد وکارخانه ها و سایر مشاغل به سرعت تولید خودشان را کاهش دادند و کارگران خود را اخراج کردند.

شاید بتوان گفت که  دوران بحران بزرگ در آمریکا بدترین وضعیت اقتصادی این کشور بعد از جنگ داخلی بوده است. طی این بحران، تولید کالاهای صنعتی در آمریکا از سال ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۳ نزدیک به ۴۷ درصد کاهش یافت. در حالی که تولید ناخالص داخلی آمریکا (GDP) تا ۳۰ درصد نزول کرد و بیکاری به بالای ۲۰ درصد رسید و۲۰ درصد از بانک‌های فعال آمریکا در ۱۹۳۰، تا سه سال بعد ورشکسته و تعطیل شدند. برای درک عمق این بحران بزرگ، کافی است کاهش ۳۰ درصدی تولید ناخالص داخلی آمریکا در این بحران را با کاهش ۷/ ۴ درصدی تولید ناخالص این کشور طی بحران مالی ۲۰۰۸ مقایسه کرد تا عمق فاجعه مشخص گردد و این چنین بود که رویای آمریکایی ساکنان ایالات متحده به کابوسی هراس‌آور بدل گشت.

سوال اساسی که مطرح است دلیل این فروپاشی رویای آمریکایی است. در آن پنجشنبه سیاه، چه اتفاقی افتاد که وحشت به دل سهامداران انداخت و همه با قیمت‌های بسیار نازل، سهام خود را برای فروش گذاشتند؟

دلایل متعددی مطرح می‌شود که همه آنها جای تأمل و بررسی دارد اما در این میان اظهارنظری به شدت جلب توجه می‌کند و آن موضوعی است که در سال ۲۰۰۲ بن برنانکه (Ben Bernanke) که در آن زمان عضو شورای حکمرانی فدرال رزرو بود، به صراحت اعلام کرد که اشتباهات فدرال رزرو در «بدترین فاجعه اقتصادی تاریخ آمریکا» نقش داشته است.

در آن زمان، تصمیم‌گیری فدرال رزرو غیرمتمرکز و غیرمؤثر بود. در هر منطقه رئیس فدرال رزرو منطقه‌ای، سیاست‌های پولی و بانکی را برای منطقه خود تعیین می‌کرد. در مواردی که تصمیمات نیاز به تصویب در هیئت مدیره مرکزی فدرال رزرو در واشنگتن داشت، به دلیل فقدان صلاحیت و ابزار لازم هیئت مرکزی، رویکرد یکپارچه در سیاست‌‌گذاری و ساختار نظارتی و کنترلی مرکزی شکل نمی‌گرفت. حتی خود رؤسای فدرال رزرو منطقه‌ای هم، به لزوم هماهنگی با یکدیگر پی برده بودند و در معدود مواردی بر روی سیاستی اجماع می‌کردند، تأثیر اعمال هماهنگ آن سیاست را به وضوح درک می‌کردند. با این حال در بیشتر مواقع، اختلاف نظرها مانع از حصول این اجماع می‌شد و در نتیجه بانک‌های هر منطقه می‌توانستند از این ناهماهنگی سوءاستفاده کرده و استراتژی حصول بیشترین منفعت را در پیش بگیرند و در عمل الزامات و کنترل‌های رگولاتوری را بی‌اثر کنند.

به عنوان نمونه، می‌توان به تصمیم هیئت مرکزی  فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره در سال‌های ۱۹۲۸ و ۱۹۲۹ اشاره کرد که به منظور محدود کردن سفته‌بازی در بازارهای اوراق بهادار و جلوگیری از شکل‌گیری حباب بورس در پیش گرفت که به دلیل عدم یکپارچگی و کنترل پیاده‌سازی این سیاست، سبب به‌هم‌ریختگی و کندی فعالیت اقتصادی در ایالات متحده شد.

اشتباه فاحش دیگر، شکست فدرال رزرو در ایفای نقش خود به‌عنوان آخرین وام دهنده در هنگام وضعیت بحران و هراس بانکی بود که یکی از دلایل کلیدی تاسیس فدرال رزرو در کنگره آمریکا بود که در مواقع بحرانی به عنوان آخرین وام دهنده عمل کند و وجوهی را برای کمک به موسسات مالی آسیب‌دیده ارائه کند اما برخی از رؤسای فدرال رزرو منطقه‌ای بر طبق سلیقه و نظر خود، معتقد بودند که در جریان هراس مالی، باید کنار بمانند تا موسسات مالی و اعتباری ضعیف ورشکست بشوند و بحران آنها به بخش‌های دیگر شبکه بانکی سرایت نکند و  حذف مؤسسات ضعیف، روند تکامل یک سیستم اقتصادی سالم را تسریع می‌کند. این اختلاف نظرها منجر به کاهش تزریق پول. از پاییز ۱۹۳۰ تا زمستان ۱۹۳۳ گردید و حجم پول تقریباً ۳۰ درصد کاهش یافت و در نتیجه سبب افزایش بیکاری، افزایش ورشکستگی بانک‌ها، شرکت‌ها و اشخاص گردید.

از سوی دیگر، برخی بانک‌های تجاری از ساختار نظارتی ضعیف فدرال رزرو، در دوران قبل از رکود، سوءاستفاده کرده بودند و بیش از اندازه وارد فعالیت‌های سفته‌بازانه (speculative) شده بودند. این اتهام به این دلیل  بود که بانک‌های تجاری آمریکا نه‌تنها در حال سرمایه‌گذاری دارایی‌هایشان بودند بلکه در کنار این سرمایه‌گذاری‌ها، به بنگاهداری روی آوردند و سهام‌های منتشره اولیه را می‌خریدند تا آنها را به مردم بازفروش کنند یا برای خودشان نگاه دارند. از سوی دیگر، تسهیلات بسیار به بنگاه‌ها و شرکت‌هایی تخصیص می‌دادند که خود سهامدار آن بودند و ارزیابی درستی از وضعیت اعتباری آن شرکت‌ها انجام نمی‌دادند. از سوی دیگر مشتریان بانک‌ها نیز به دلیل این سیاست و اقدام بانک‌ها تشویق می‌شدند که روی سهام شرکت‌هایی که بانک در آنها سهامدار است یا به آنها تسهیلات داده است، سرمایه‌گذاری کنند و تصور می‌کردند که بانک‌ها قبل از ورود به فرایند سهامداری و یا تخصیص تسهیلات، ارزیابی دقیقی از وضعیت کسب‌وکاری و مالی شرکت‌های مذکور انجام داده است و خود این روند، سبب ایحاد یک حباب برای سهام بنگاه‌ها و شرکت‌های با مالکیت یا تحت قرارداد با بانک می‌شد و در صورت بروز بحران برای این شرکت‌ها، بانک‌ها در وسط بحران ایجاد شده، قرار می‌گرفتند.

با بی توجهی مقامات فدرال رزرو و بورس آمریکا به هشدارهای کارشناسان درباره رشد حبابی ارزش سهام این شرکت‌ها و  شاخص کل بورس، شاخص بورس آمریکا در اواخر سال 1929 به شدت سقوط کرد و در عرض کمتر از یک ماه، شاخص بورس نیویورک نزدیک به یک سوم کاهش یافت. در ادامه نیز روند سقوط بورس آمریکا برای حدود 4 سال ادامه داشت و شاخص این بورس به کمتر از یک پنجم کاهش یافت. سقوط شاخص بورس آمریکا در اواخر سال 1929، رکورددار سریعترین افت شاخص این بورس بوده که تاکنون و علی رغم بحران‌هایی مانند بحران مالی سال 2007 و همچنین بحران کرونا در سال‌های اخیر، تکرار نشده است.

روزولت در حال امضای قانون «گِلَس-استیگال»

نقص در ساختار فدرال رزرو در سالهای اولیه رکود بزرگ آشکار شد. کنگره نیز با اصلاح ساختار فدرال رزرو و اصلاح سیاست‌های مالی به آن واکنش نشان داد. در دوران ریاست‌جمهوری هوور، اصلاحات کنگره با تصویب قانون شرکت بازسازی مالی و قانون بانکداری در سال ۱۹۳۲ به اوج خود رسید. در سال  1932 و در وضعیتی که روند نزولی شاخص بورس در آمریکا همچنان ادامه داشت، نمایندگان کنگره برای جلوگیری از وقوع مجدد شرایط مشابه که موجب زیان شدید بخش قابل توجهی از سرمایه‌گذاران خرد شده بود، قانونی با عنوان «گِلَس-استیگال» را به تصویب رساندند. بر اساس این قانون، بانک‌های تجاری به کلی از هرنوع سرمایه‌گذاری در بازارهای بورس و اوراق بهادار منع شدند. همچنین در فرایند قانونگذاری، برخی از مسئولیت‌های فدرال رزرو را به وزارت خزانه‌داری و آژانس‌های جدید فدرال مانند شرکت بازسازی مالی و شرکت بیمه سپرده‌های فدرال منتقل کرند. اصلاحات دهه‌های ۱۹۳۰، ۴۰ و ۵۰ ، فدرال رزرو را به یک بانک مرکزی مدرن تبدیل کرد و تا به امروز هم این اصلاحات و بهینه‌سازی فرایندها  ادامه دارد.

فلسفه  ممنوعیت بانک‌های تجاری از سرمایه‌گذاری در بازارهای بورس و اوراق بهادار، بر محور چند نکته اساسی قرار داشت. نخست، جلوگیری از روند «ورود گسترده سرمایه پرریسک» به بورس و رشد حبابی شاخص بازار بورس بود و تدوین کنندگان این قانون اعتقاد داشتند منابع بانکی باید از حوزه بنگاهداری و بازارهای پرریسک مانند بورس دور بماند و تنها برای موضوعاتی مانند تأمین مالی بخش تولید مورد استفاده قرار بگیرد.

نکته دوم، اهمیت بالای مباحث حاکمیت شرکتی و تفکیک حوزه مالکیت از حوزه مدیریت است. بانک به دلیل منابع و امکانات زیادی که در اختیار دارد، می‌‌تواند به‌عنوان سهامدار نفوذ بسیاری بر مدیریت و نحوه فعالیت یک شرکت اعمال کند و امکان بروز فساد وجود دارد. از سوی دیگر، بانک تخصص لازم در حوزه‌های کسب‌وکاری شرکت‌های مختلف را ندارد و به جای تمرکز بر شرکت‌داری باید بر تمام توان خود را بر روی تخصص اساسی بانک در حوزه اعتبارسنجی، اعطای تسهیلات و تنظیم سیاست‌ها و برنامه‌های عملیاتی دقیق برای جذب و تخصیص منابع در قالب محصولات و خدمات متنوع بانکی بگذارد.

ســناتور کارتر گلس (Carter Glass)، وزیر سابق خزانه‌داری در ایالات‌متحده و مؤسس فدرال‌رزرو و هنری باسکوم استیگال (Henry Bascom Steagall)  ، رئیس بخش بانکداری و کمیته پول مجلس نمایندگان، در طرح خود، به بانک‌ها یک‌سال فرصت داده بودند  تا تصمیم بگیرند که می‌خواهند به عنوان بانک تجاری فعالیت کنند یا وارد کسب‌وکار سرمایه‌گذاری شوند و به بانک سرمایه‌گذاری تبدیل شوند. تنها 10 درصد از درآمد کل بانک‌های تجاری می‌توانست از طریق اوراق قرضه حاصل شود. با این حال یک استثنا به بانک‌های تجاری این اجازه را می‌داد که خرید اوراق قرضه دولتی را متعهد شوند و تنها با تعهد خرید بتوانند از اوراق قرضه دولتی درآمدزایی کنند. بانک‌های بزرگی مانند جی پی مورگان (JP Morgan) که به آنها به عنوان بخشی از مشکل نگریسته می‌شد، به طور مستقیم مورد هدف قرار گرفتند و مجبور شدند ارائه خدمات را قطع کنند و بخش بزرگی از درآمد خود را از دست دادند. قانون گلس-استیگال از طریق ایجاد این مانع در تلاش بود تا مانع از این شود که بانک‌ها از سپرده‌ها در زمانی که می‌دانند اوراق قرضه به فروش نمی‌رسد، استفاده کنند و سیاست بسیار سختگیرانه‌ای بود و به نوعی واکنش بیش از اندازه و افراطی به بحران محسوب گردید.

کلینتون در حال امضای قــانـون ‌گــرام-لیــچ-بلــیلی

محدودیت‌های قانون گلس-استیگال بر حوزه بانکداری، سبب شد  میزان سطح لازم برای تنظیم‌گری در صنعت بانکداری  که تضمین کننده سلامت و کارایی صنعت بانکداری باشد، بررسی شود.  بسیاری از خبرگان و کارشناسان معنقد بودند که باید به بانک‌ها اجازه داده شود که سبد درآمدی خود را به طور متعادل (نه خیلی زیاد) متنوع کنند و ریسک‌های خود را کاهش دهند. در نتیجه، پس از بحث و  انتقادهای بسیار به قانون گلس-استیگال، سرانجام کنگره ایالات‌متحده در سال 1999 آن را لغو کرد و قــانـون ‌گــرام-لیــچ-بلــیلی (Gramm-Leach-Bliley Act) را جایگزین آن کرد. قانون ‌گرام-لیچ-بلیلی محدودیت‌های قانون ‌گلس-استیگال  را از بین برد و باعث شد دیگر دیواری میان فعالیت‌های بانک‌های سرمایه‌گذاری و بانک‌های تجاری نباشد. این قانون امکان ایجاد شرکت‌های هلدینگ مالی را فراهم کرد که بتوانند صاحب بانک‌های تجاری و بانک‌های سرمایه‌گذاری با شرکت‌های بیمه به عنوان شرکت‌های وابسته باشند. همچنین شرکت‌های هلدینگ مالی تحت نظارت دقیق و مستمر به کمیسیون بورس و اوراق بهاداردادند تا بر کلیه فعالیت‌های این شرکت‌ها نظارت کند. این اختیارات تقریباً هر جنبه‌ای از سرمایه‌گذاری بانکی را تحت نظر دارد و درواقع می‌توان گفت که اجازه بنگاهداری به بانک‌ها به شکل بسیار محدود و تحت نظارت داده شده است. به عنوان نمونه، به بانک‌ها پیشنهاد شد به جای سرمایه‌گذاری مستقیم در سهام بنگاه‌ها و  شرکت‌ها، می‌توانند صندوق‌های مشترک سرمایه‌گذاری را ایجاد کرده و از طریق آنان در سهام شرکت‌ها، سرمایه‌گذاری نمایند. با این راهکار، ریسک سرمایه‌گذاری کاهش یافته و در صورت ضرر و زیان صندوق‌ها، موج بحران با یک تأخیر حساب شده، به بانک می‌رسد.

بهبود دیگری که در قانون مذکور انجام شد، نحوه سیاستگذاری عرضه پول بود و بدین صورت اصلاح گردید که اعتباری که فدرال رزرو از طریق شبکه بانکی ایجاد کرده است و هنوز وام داده نشده است،  به عنوان ذخائر اضافی سپرده‌گذاری می‌شود و بانک‌ها می‌توانند از آن برداشت کنند. البته، این تنها راه فدرال رزرو برای در اختیار گذاشتن این اعتبار نیست: قسمتی از این پول هم وارد بازار شده و‌ میلیاردها‌دلار از اوراق قرضه‌ خزانه‌داری و اوراق بهادار با پشتوانه وام‌های رهنی توسط آن خریداری شده است. به عبارت دیگر، حالا فدرال رزرو ابزار لازم را برای بیرون کشیدن اعتبار از بازار بعد از اتمام بحران و قبل از شروع افزایش تورم را در اختیار دارد.

تمامی این بهبودها و اصلاحات بسیار دیگر که تا به امروز انجام شده و یا در حال انجام است، برای بازسازی اعتماد مشتریان شبکه بانکی و ذینفعان بازار بورس و اوراق بهادار است تا زیرساخت فعالیت‌های بانکی برای کسب‌وکارهای منطبق بر قانون، از پایداری لازم و سهولت کافی برخوردار باشدو دیگر کابوسی بزرگ و روز سیاهی در حافظه تاریخی یک سرزمین ثبت نگردد. آرزوی هر شهروند از شبکه بانکی همان رویای ساده شخصیت «ویلی» در نمایشنامه «مرگ فروشنده» است، محقق بشود و ویلی‌ها بتوانند بعد از یک عمر تلاش و کسب‌وکار، از آسودگی و اسایش کافی برخوردار باشند و این آسودگی برایشان رویایی دست‌نیافتنی و متزلزل نباشد.

پی‌نوشت:

این مطلب در صفحه 36 ماهنامه پیوست شماره 102 (تیرماه 1401) منتشر شده است.

اشتراک این مطلب
  • اشتراک در Facebook
  • اشتراک در Twitter
  • اشتراک در Pinterest
  • اشتراک در Linkedin
https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/BlackThursday.jpg 500 1000 سعید احمدی پویا https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/final-logo.png سعید احمدی پویا2022-07-01 20:37:392022-07-02 01:47:06سه‌شنبه سیاه، پنجشبه سیاه و ....
35 پاسخ

تعقیب

  1. is celebrex still on the market گفت:
    فروردین 10, 1403 در 1:26 ق.ظ

    is celebrex still on the market

    is celebrex still on the market

    پاسخ
  2. bupropion hydrochloride extended-release گفت:
    فروردین 10, 1403 در 1:23 ق.ظ

    bupropion hydrochloride extended-release

    bupropion hydrochloride extended-release

    پاسخ
  3. augmentin in pregnancy گفت:
    فروردین 10, 1403 در 1:22 ق.ظ

    augmentin in pregnancy

    augmentin in pregnancy

    پاسخ
  4. baclofen reviews گفت:
    فروردین 10, 1403 در 0:07 ق.ظ

    baclofen reviews

    baclofen reviews

    پاسخ
  5. celecoxib 200 mg گفت:
    فروردین 10, 1403 در 0:06 ق.ظ

    celecoxib 200 mg

    celecoxib 200 mg

    پاسخ
  6. ashwagandha cortisol گفت:
    فروردین 9, 1403 در 11:33 ب.ظ

    ashwagandha cortisol

    ashwagandha cortisol

    پاسخ
  7. aripiprazole 2mg گفت:
    فروردین 6, 1403 در 3:32 ق.ظ

    aripiprazole 2mg

    aripiprazole 2mg

    پاسخ
  8. amitriptyline anticholinergic گفت:
    فروردین 6, 1403 در 3:17 ق.ظ

    amitriptyline anticholinergic

    amitriptyline anticholinergic

    پاسخ
  9. can you give dogs baby aspirin گفت:
    فروردین 6, 1403 در 0:52 ق.ظ

    can you give dogs baby aspirin

    can you give dogs baby aspirin

    پاسخ
  10. does allopurinol cause weight gain گفت:
    فروردین 6, 1403 در 0:15 ق.ظ

    does allopurinol cause weight gain

    does allopurinol cause weight gain

    پاسخ
  11. what is diltiazem hydrochloride گفت:
    فروردین 4, 1403 در 12:18 ب.ظ

    what is diltiazem hydrochloride

    what is diltiazem hydrochloride

    پاسخ
  12. blood pressure medicine cozaar گفت:
    فروردین 4, 1403 در 7:39 ق.ظ

    blood pressure medicine cozaar

    blood pressure medicine cozaar

    پاسخ
  13. ddavp administration iv گفت:
    فروردین 4, 1403 در 7:16 ق.ظ

    ddavp administration iv

    ddavp administration iv

    پاسخ
  14. ezetimibe estudios گفت:
    فروردین 4, 1403 در 6:26 ق.ظ

    ezetimibe estudios

    ezetimibe estudios

    پاسخ
  15. flomax capsules گفت:
    فروردین 4, 1403 در 5:30 ق.ظ

    flomax capsules

    flomax capsules

    پاسخ
  16. benefits of contrave گفت:
    فروردین 4, 1403 در 4:45 ق.ظ

    benefits of contrave

    benefits of contrave

    پاسخ
  17. depakote therapeutic level گفت:
    فروردین 3, 1403 در 7:56 ب.ظ

    depakote therapeutic level

    depakote therapeutic level

    پاسخ
  18. diclofenac sodium 75 mg tablets گفت:
    فروردین 3, 1403 در 7:13 ب.ظ

    diclofenac sodium 75 mg tablets

    diclofenac sodium 75 mg tablets

    پاسخ
  19. amoxicillin over the counter alternative گفت:
    فروردین 3, 1403 در 6:48 ب.ظ

    amoxicillin over the counter alternative

    amoxicillin over the counter alternative

    پاسخ
  20. what bacteria does bactrim cover گفت:
    اسفند 9, 1402 در 11:31 ب.ظ

    what bacteria does bactrim cover

    what bacteria does bactrim cover

    پاسخ
  21. can bactrim treat a sinus infection گفت:
    اسفند 9, 1402 در 10:18 ب.ظ

    can bactrim treat a sinus infection

    can bactrim treat a sinus infection

    پاسخ
  22. cephalexin vs macrobid گفت:
    اسفند 9, 1402 در 4:45 ب.ظ

    cephalexin vs macrobid

    cephalexin vs macrobid

    پاسخ
  23. can you drink alcohol while taking ciprofloxacin 500mg tablets گفت:
    اسفند 9, 1402 در 3:21 ب.ظ

    can you drink alcohol while taking ciprofloxacin 500mg tablets

    can you drink alcohol while taking ciprofloxacin 500mg tablets

    پاسخ
  24. celexa vs lexapro گفت:
    بهمن 27, 1402 در 8:17 ق.ظ

    celexa vs lexapro

    celexa vs lexapro

    پاسخ
  25. buy female viagra pills in india online گفت:
    بهمن 26, 1402 در 2:17 ق.ظ

    buy female viagra pills in india online

    buy female viagra pills in india online

    پاسخ
  26. fibromyalgia and duloxetine گفت:
    بهمن 23, 1402 در 7:18 ق.ظ

    fibromyalgia and duloxetine

    fibromyalgia and duloxetine

    پاسخ
  27. is keflex cephalexin گفت:
    بهمن 23, 1402 در 4:40 ق.ظ

    is keflex cephalexin

    is keflex cephalexin

    پاسخ
  28. cymbalta engorda o adelgaza گفت:
    بهمن 23, 1402 در 3:36 ق.ظ

    cymbalta engorda o adelgaza

    cymbalta engorda o adelgaza

    پاسخ
  29. starting dose of fluoxetine گفت:
    بهمن 22, 1402 در 7:19 ق.ظ

    starting dose of fluoxetine

    starting dose of fluoxetine

    پاسخ
  30. keflex vs macrobid for uti گفت:
    بهمن 22, 1402 در 5:38 ق.ظ

    keflex vs macrobid for uti

    keflex vs macrobid for uti

    پاسخ
  31. omeprazol gabapentin گفت:
    بهمن 21, 1402 در 12:36 ب.ظ

    omeprazol gabapentin

    omeprazol gabapentin

    پاسخ
  32. escitalopram 10mg para que sirve گفت:
    بهمن 20, 1402 در 6:29 ب.ظ

    escitalopram 10mg para que sirve

    escitalopram 10mg para que sirve

    پاسخ
  33. flagyl песари گفت:
    بهمن 19, 1402 در 7:43 ب.ظ

    flagyl песари

    flagyl песари

    پاسخ
  34. zoloft chest pain گفت:
    بهمن 19, 1402 در 4:56 ق.ظ

    zoloft chest pain

    zoloft chest pain

    پاسخ
  35. cialis cost per pill گفت:
    بهمن 7, 1402 در 4:02 ب.ظ

    cialis cost per pill

    cialis cost per pill

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − پنج =

دسته‌ها

  • اشاره‌گر
    • اینشورتک
    • بانکداری و پرداخت الکترونیک
    • فناوری اطلاعات
    • مدیریت کسب‌و‌کار
    • هویت دیجیتال
  • برداشت
    • تئاتر
    • فیلم
    • کتاب

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین مطالب سایت
Loading

آخرین مطالب برداشت

  • نقدی بر نمایش آناکارنینا | دعوت به یک دوئل در نیمه‌شبآبان 21, 1399 - 8:22 ب.ظ

      «عشق‌ورزیدن کافیست، آن‌گاه همه‌چیز لذت‌بخش است.» لئو تولستوی، دفترهای خاطرات، ۱۹۱۰ عشق، پیچیده­ترین مضمون بشری است که دستمایه داستان­های بسیاری شده است. آنا کارِنینا  رمانی است از لئو تولستوی، نویسندهٔ روسی که به عشق­ورزیدن از زاویه دیگر پرداخته است. از زاویه­ای که شاید عدم تعهد و پایبندی به خانواده و خیانت معنا شود؛ عشقی […]

  • نقدی بر نمایش بالاخره این زندگی مال کیه؟ | دشواری یک «حق انتخاب»آبان 21, 1399 - 8:16 ب.ظ

      «تصمیم گرفتم زنده نمونم» چالش نمایش «بالاخره این زندگی مال کیه؟» با این دیالوگ آغاز می‌شود. هریسون، استاد دانشگاه و مجسمه سازی است که در یک سانحه رانندگی، قطع نخاع شده است و از گردن به پایین فلج شده است. او که دیگر امیدی به بهبودی کامل ندارد، تصمیم می‌گیرد روند درمانش را متوقف […]

  • نقدی بر نمایش دولیتر در دو لیتر صلح | حیف حیفآبان 21, 1399 - 8:11 ب.ظ

      حیف، حیف… این مرثیه‌ای است که بازیگران زن نمایش «دولیتر در دو لیتر صلح» با صدای بلند فریاد می‌زنند و ضجه می‌زنند. مرثیه آدم‌هایی که زیر خاک خوابیدند و آنها زنده ماندند تا تقاص خون آن‌ها را پس بگیرند. پیروزی برای آن‌ها، در ریختن خون طرف مقابل تعریف شده است و تا خون دشمن […]

© کپی رایت – سعید احمدی‌پویا

سندباکس؛ راهی برای تعامل با رگولاتور یا سدی مقابل چابکی؟...
رفتن به بالا