وبلاگ برداشت

نقد فیلم، تئاتر، کتاب و …

تازه‌ها

سینما

نقد و بررسی فیلم

تئاتر

نقد و بررسی تئاتر

کتاب

نقد و بررسی کتاب

آخرین یادداشت های برداشت

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین مطالب سایت
Loading

آخرین مطالب اشاره‌گر

  • سه‌شنبه سیاه، پنجشبه سیاه و ….تیر 10, 1401 - 8:37 ب.ظ

    « فکرشو بکن. کل عمرت کار کنی تا خونه بخری و صاحبش بشی و بعد یدفعه ببینی دیگه کسی نیست توش زندگی کنه. » این دیالوگی از شخصیت «ویلی» در نمایشنامه «مرگ فروشنده» آرتور میلر است. «آرتور میلر» زمانی گفت که نمایشنامه ی «مرگ فروشنده»، «تراژدی انسان عادی» است. شخصیت اصلی در این اثر، «ویلی […]

  • سندباکس؛ راهی برای تعامل با رگولاتور یا سدی مقابل چابکی؟تیر 10, 1401 - 5:52 ب.ظ

    گفتگوی مجله راه‌پرداخت با  سعید احمدی پویا در خصوص ضرورت ایجاد سندباکس و استانداردهای لازم آن در صنعت بیمه مزیت های اصلی سندباکس در حوزه بیمه چیست و چه عواملی تا امروز مانع از تدوین محیط آزمون در صنعت بیمه بوده است؟ سندباکس رگولاتوری، فضای نوآوری ایجاد شده توسط رگولاتوربرای کسب‌وکارها و بدون نیاز به […]

  • در ستایش سپه و ملیاردیبهشت 13, 1401 - 9:47 ب.ظ

    درخشش دو بانک بزرگ ایرانی در روند صدساله بانکداری ایران داستان صدسال بانکداری ایران، از 14 اردیبهشت ماه سال 1304 آغاز شد. با این که هنوز آرامش کامل در سراسر کشور برقرار نشده بود و فعالیت‌های اقتصادی و بازرگانی تاثیر قابل توجهی در حیات سیاسی کشور نداشت، اولین بانک ایرانی به نام «بانک قشون پهلوی»، […]

نقدی بر نمایش آناکارنینا | دعوت به یک دوئل در نیمه‌شب

  «عشق‌ورزیدن کافیست، آن‌گاه همه‌چیز لذت‌بخش است.» لئو تولستوی، دفترهای خاطرات، ۱۹۱۰ عشق، پیچیده­ترین مضمون بشری است که دستمایه داستان­های بسیاری شده است. آنا کارِنینا  رمانی است از لئو تولستوی، نویسندهٔ روسی که به عشق­ورزیدن از زاویه دیگر پرداخته است. از زاویه­ای که شاید عدم تعهد و پایبندی به خانواده و خیانت معنا شود؛ عشقی […]

نقدی بر نمایش بالاخره این زندگی مال کیه؟ | دشواری یک «حق انتخاب»

  «تصمیم گرفتم زنده نمونم» چالش نمایش «بالاخره این زندگی مال کیه؟» با این دیالوگ آغاز می‌شود. هریسون، استاد دانشگاه و مجسمه سازی است که در یک سانحه رانندگی، قطع نخاع شده است و از گردن به پایین فلج شده است. او که دیگر امیدی به بهبودی کامل ندارد، تصمیم می‌گیرد روند درمانش را متوقف […]

نقدی بر نمایش دولیتر در دو لیتر صلح | حیف حیف

  حیف، حیف… این مرثیه‌ای است که بازیگران زن نمایش «دولیتر در دو لیتر صلح» با صدای بلند فریاد می‌زنند و ضجه می‌زنند. مرثیه آدم‌هایی که زیر خاک خوابیدند و آنها زنده ماندند تا تقاص خون آن‌ها را پس بگیرند. پیروزی برای آن‌ها، در ریختن خون طرف مقابل تعریف شده است و تا خون دشمن […]

نقدی بر نمایش پروانگی | پیله‌گی

  «یک جایی نوشته بود که جنگ را کسانی شروع می‌کنند که همدیگر را خوب می‌شناسند، اما کسانی تمام می‌کنند که همدیگر را نمی‌شناسند.» جنگ‌ها در روی کاغذ پایان می‌یابد اما در درون آدم‌های جنگ شعله می‌کشد. «پروانگی» روایت آدم‌هایی هست که در پیله‌ی گذشته گرفتار شدند. گذشته‌ای که با جنگ آمیخته شده است. «بیمار […]

نقدی بر نمایش سالگشتگی | سالگشتگی

  «تمامی اهالی کره زمین این نمایش را دیدند به جزء تو. یادمه خیلی از دیالوگ‌هایی که روز آخر گفتیم رو نگذاشته بودم تو نمایش. این قدر که کسی نتونه ردپای من و تو رو توی این نمایش پیدا کنه. » پس از ۱۲ سال از اجرای نمایش «رقص روی لیوان‌ها»، بازیگرانش آمده‌اند که فیلم […]