سعید احمدی پویا
  • خانه
  • وبلاگ برداشت
  • وبلاگ اشاره‌گر
  • درباره من
  • ارتباط با من
  • رزومه
  • English
  • Menu

نقدی بر فیلم پاپ | ترانه محزون جنوب

شهریور 29, 1398/0 دیدگاه /در برداشت, فیلم /توسط سعید احمدی پویا

 

«الان انتخابات پاپ تو ایتالیا است. پاپ بعدی باید سیاه باشد. پاپ قرار است بعد از کاخ سفید کلید واتیکان را هم در دست سیاها بگذارد تا بالاخره تاریخ، بدهی‌اش را به سیاه‌ها پس بدهد.»

بدهی تاریخ به سیاه­ها و مردمان و جوانان خطه­ی جنوب، مضمون روایت فیلم «پاپ»  است که در سه اپیزود بیان می­شود. روایت فیلم قصه­ی غصه­ها و شادی­های مردمان مهجوری است که رویای بزرگ دارند و شب و روز را با تخیل و امید به تحقق این رویاها سپری می­کنند.

آدم­هایی که سبک­زندگی، فرهنگ و سنت خاص خود را دارند و در راه رسیدن به رویاهای خود از هیچ تلاشی فروگذار نیستند و هیچ سدی را در برابر خود متصور نیستند.

شخصیت­های فیلم، همه از این دسته هستند؛ هستی، ترانه و توماج هرسه جوانانی هستند که رویای وصال به عشق خود را دارند و در این راه، هر آنچه دارند، فدا می­کنند. در روایت فیلم، به تعمد، شخصیت­های مقابل این سه نفر نشان داده نمی­شوند تا مخاطب از دریچه­ی ذهنی سه عاشق، تصویر معشوق را بسازد؛ معشوقی که لزوما با تصور ذهنی ساخته شده در ذهن عاشق، تطابق ندارد و ممکن است حتی با تصویر ذهنی عاشق در تضاد باشد. به عنوان نمونه معشوقی خیانتکار باشد. نکته مهم در جریان روایت فیلم، پرداخت تصویر ذهنی سه جوان از این جغرافیا است که از معشوق رویایی خود در ذهن­شان ساخته­اند.

موقعیت مکانی فیلم، عنصر تاثیرگذار در لحن روایت است. داستان فیلم در بوشهر می­گذرد و انگار روح آب­های گرم جنوب، بسان یک شخصیت اصلی در روایت حاضر می­شود و باشخصیت­های فیلم هم­کلام و هم­درد می­شود. نوع مواجهه شخصیت­ها با چالش­ها، بیان درد و تنهایی و حتی اظهار شادمانی آنها، خاص مردم این جغرافیا است. این مختصات طراحی شده، به روایت فیلم، لحن خاصی می­دهد و مخاطب را جذب خودش می­کند. تنها عنصر ناهگمون با این فضا، ماجرای اپیزود نخست است که بر خلاف ماجرای دو اپیزود دیگر، خاص این جغرافیا نیست و هر نقطه­ای دیگر از کشور، قابل وقوع است و این نقطه ضعف برای فیلم محسوب می­شود.

 

 

اپیزود نخست که «مکزیک» نام دارد، شرح رنج و مصیبت­های آرمانخواهی جوانان پرشور است که فکر اصلاح وضعیت پیرامون خود را دارند اما به در بسته می­خورند. جوانانی که در هزارتوی مناسبات اداری و قانونی، گیر می­کنند و برای رسیدن به رویای خود و شرکت در مسابقات روباتیک مکزیک، راهی به جز تن دادن به سخت­ترین راه را ندارند. راهی که غروری برای آنها باقی نخواهد گذاشت و هویت آنها را زیر ضربه­های شلاق له می­کنند. در این اپیزود، خرده­روایت­های دیگری هم مانند قصه سرباز زندان هم وجود دارد که کمکی به روایت اصلی نمی­کند و در ساختار اپیزودیک فیلم و زمان اندک تخصیص یافته به هر اپیزود، مجال پرداخت مناسب نمی­یابد.

اپیزود دوم،«ایتالیا» نام دارد و قصه­ی عشق ترانه، دختر سیاه­چرده عمو فرج با پسری سفیدپوست است. قصه­­ای که غصه­ی عموفرج را در پی دارد وقتی رنج دخترش از رنگ پوستش را می­فهمد. پرداختن به روایت­های مرتبط با نژاد و رنگ پوست، در سینمای ایران متداول نیست و وقایع مرتبط با این موضوع در ایران، مهجور واقع شده است، برای همین جسارت بسیاری برای پرداخت موضوعات نژادی لازم است؛ برای باورپذیری مخاطب نیاز است، موضوع بومی شود و صرفا تقلیدی ناشیانه از سینمای جهان نباشد و این کار بسیار دشواری است که کارگردان فیلم آن را به خوبی انجام داده است؛ روایت شور و حرارت عمو فرج در سکانس­های متعدد برای انتخاب پاپ سیاه  و امیدش به این که شاید خبر مذکور، از آلام و حس شرمندگی دخترش – به خاطر سیاه­بودن- بکاهد؛ تنها کاری که یک پدر دردکشیده می­تواند برای درد دخترش انجام بدهد؛ دردی که درمانی برایش وجود ندارد.

 

 

اپیزود سوم،«انگلستان» نام دارد و قصه­ی عشق توماج، پسر عمو فرج است که برای رسیدن به عشقش، تمرین شنا می­کند تا بتواند طول کانال مانش را شنا کند. پسری که برای رسیدن به رویایش، از دین و دنیایش گذشته است و تمام سرمایه مادی و معنوی  خود را برای رسیدن به آرزویش گذاشته است. آرزویی که با خبری بر باد می­رود و شخصیت توماج فرو می­ریزد.

توماج، تمام دار و ندارش را در اختیار هستی –شخصیت اصلی اپیزود اول – می­گذارد که او به عشقش برسد. از سوی دیگر، در اپیزد دوم، هستی محرم و هم­راز ترانه بود و کمکش می­کرد که به عشقش برسد. رابطه­ی این سه شخصیت با یکدیگر و کمک به همدیگر در جهت رسیدن به رویاهای­شان، خط ربط این سه اپیزود است؛ انگار سه شخصیت، شخصیت واحدی هستند که در قصه­های متفاوت، در جستجوی یک رویای مشترک هستند. با این ربط و مضمون مشترک و بهره­گیری از شخصیت­های و لوکیشن یکسان، کارگردان توانسته است این سه­اپیزود را در قالب یک روایت منسجم برای مخاطب بیان کند و ارتباط اپیزودها، به خوبی ساخته شود.

 

 

روایت به پایان می­رسد و هر سه شخصیت در هزارتوی تنهایی خود غرق می­شوند. موسیقی شاد جنوبی، غمی دارد که اگر به لحن و حس آن دل سپرده شود، قابل ادراک می­باشد؛ حسی که شخصیت­های داستان فیلم «پاپ» را در اوج شادی، در ترانه محزون جنوب غرق می­کند.

 

این مطلب در صفحه ۴ روزنامه شرق شماره 3178 مورخ 4 تیر 1397 منتشر شده است.

 

اشتراک این مطلب
  • اشتراک در Facebook
  • اشتراک در Twitter
  • اشتراک در Pinterest
  • اشتراک در Linkedin
https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/فیلم-پاپ.jpg 260 400 سعید احمدی پویا https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/final-logo.png سعید احمدی پویا2019-09-20 06:09:122020-08-29 13:41:33نقدی بر فیلم پاپ | ترانه محزون جنوب
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − پنج =

دسته‌ها

  • اشاره‌گر
    • اینشورتک
    • بانکداری و پرداخت الکترونیک
    • فناوری اطلاعات
    • مدیریت کسب‌و‌کار
    • هویت دیجیتال
  • برداشت
    • تئاتر
    • فیلم
    • کتاب

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین مطالب سایت
Loading

آخرین مطالب برداشت

  • نقدی بر نمایش آناکارنینا | دعوت به یک دوئل در نیمه‌شبآبان 21, 1399 - 8:22 ب.ظ

      «عشق‌ورزیدن کافیست، آن‌گاه همه‌چیز لذت‌بخش است.» لئو تولستوی، دفترهای خاطرات، ۱۹۱۰ عشق، پیچیده­ترین مضمون بشری است که دستمایه داستان­های بسیاری شده است. آنا کارِنینا  رمانی است از لئو تولستوی، نویسندهٔ روسی که به عشق­ورزیدن از زاویه دیگر پرداخته است. از زاویه­ای که شاید عدم تعهد و پایبندی به خانواده و خیانت معنا شود؛ عشقی […]

  • نقدی بر نمایش بالاخره این زندگی مال کیه؟ | دشواری یک «حق انتخاب»آبان 21, 1399 - 8:16 ب.ظ

      «تصمیم گرفتم زنده نمونم» چالش نمایش «بالاخره این زندگی مال کیه؟» با این دیالوگ آغاز می‌شود. هریسون، استاد دانشگاه و مجسمه سازی است که در یک سانحه رانندگی، قطع نخاع شده است و از گردن به پایین فلج شده است. او که دیگر امیدی به بهبودی کامل ندارد، تصمیم می‌گیرد روند درمانش را متوقف […]

  • نقدی بر نمایش دولیتر در دو لیتر صلح | حیف حیفآبان 21, 1399 - 8:11 ب.ظ

      حیف، حیف… این مرثیه‌ای است که بازیگران زن نمایش «دولیتر در دو لیتر صلح» با صدای بلند فریاد می‌زنند و ضجه می‌زنند. مرثیه آدم‌هایی که زیر خاک خوابیدند و آنها زنده ماندند تا تقاص خون آن‌ها را پس بگیرند. پیروزی برای آن‌ها، در ریختن خون طرف مقابل تعریف شده است و تا خون دشمن […]

© کپی رایت – سعید احمدی‌پویا

آشوب فناوری لزوم توجه به استاندارد فنی 3D Secure در کنار پیاده‌سازی رمز پویا | گفتگو با خبرنگار ایبنا...
رفتن به بالا