سعید احمدی پویا
  • خانه
  • وبلاگ برداشت
  • وبلاگ اشاره‌گر
  • درباره من
  • ارتباط با من
  • رزومه
  • English
  • Menu

نقدی بر فیلم مرهم | قدم‌به‌قدم تا هم‌زبانی

بهمن 28, 1398/0 دیدگاه /در برداشت, فیلم /توسط سعید احمدی پویا

 

«مرهم» روایت نسل سرگشته‌ای است که به دنبال مرهم می‌گردند و آن را در «دوا» می‌یابند. مرهم، تصویر رتوش‌نشده‌ای نسلی است که نمی‌داند چه می‌خواهند و فقط می‌دانند که از داشته‌هایشان متنفر هستند. روایتی که به جای انکار شکاف بین دو نسل جامعه، آن را می‌پذیرد و به جستجوی راه‌حل آن می‌پردازد.

شکاف بین‌نسل‌ها، مبحثی مهم در جامعه‌شناسی است که به اختلاف‌بسیار دیدگاه‌های اجتماعی و فرهنگی و نظام‌ارزشی متفاوت بین نسل‌های همزمان در یک جامعه اشاره می‌کند. این اتفاق در جوامعی که در حال‌گذار از سنت به مدرنیته هستند، رخ می‌دهد. نسل‌های جدید خود را را با تحولات اجتماعی وفق می‌دهند و تجربیات متفاوت آن‌ها، به‌شان دیدگاهی مغایر با نسل پیشین را می‌دهد. نسل پیشین به جای شناخت تحولات اجتماعی و آسیب‌شناسی تجربیات متفاوت نسل‌جدید، به سرکوب آنان برمی‌خیزد و این سبب تقابل و کشمکش میان نسل‌ها می‌شود و راه هرگونه تعامل را مسدود می‌کند.

 

 

«مرهم» داستان دختری از نسل‌جدید است که نمی‌خواهد مطابق نظرات و سلایق نسل پیشین زندگی کند. تفکر مریم با خانواده‌اش مغایر است. برخورد قهرآمیز پدرش، سبب می‌شود که از خانه گریزان بشود و به استقبال تجربه‌ای برود که هیچ‌شناختی نسبت به آن ندارد. در این بین، مادربزرگ مریم، رویکردی متفاوت از دختر و دامادش اتخاذ می‌کند. مادربزرگ ابتدا به نوه‌اش نزدیک می‌شود. او سعی می‌کند بدون هیچ پیش‌داوری، دنیای نوه‌اش را بشناسد و بفهمد که خواسته‌های او چیست. مادربزرگ قدم‌به‌قدم، به دنبال نوه‌اش می‌رود اما کاری نمی‌کند که نوه‌اش از حضورش معذب شود بلکه کاری می‌کند که نوه‌اش به حضوراو، نیاز داشته باشد. مادربزرگ برای آن‌که حامی نوه‌اش باشد، حتی حاضر می‌شود با او برای خرید مواد برود تا مبادا آسیبی به او برسد و از سوی دیگر به نوه‌اش نزدیک‌تر بشود. مهم‌ترین وجهی که از شخصیت مادربزرگ در فیلم تصویر می‌شود، صبر اوست. مادربزرگ نمی‌خواهد در یک لحظه، تمام دیدگاه‌هایش را به نوه‌اش بقبولاند. او اجازه می‌دهد نوه‌اش تجربه کند. او در درون خودش ناآرام است و نگران تمام خطراتی است که در کمین نوه‌اش است. مادربزرگ با تمام دل‌نگرانی‌هایش، فرصت تجربه را از نوه‌اش نمی‌گیرد و این سبب می‌شود شناخت نوه‌اش از جامعه، محصول رنج‌ها و مرارت‌های خودش باشد و برایش تحمیلی نباشد.

 

 

تصویری که از نسل جدید در فیلم ارائه می‌شود، بدون اغراق و بزرگنمایی است. نسل‌جدید، توانایی‌ها و سلایق‌شان نشان داده می‌شود. رویکرد فیلم به این نسل، نمایش نقاط ضعف و قوت‌شان است تا تصویری واقعی از این نسل ترسیم شود . تصویری که مخاطب در جامعه خود می‌بیند و با آن‌ بیگانه نیست! به عنوان نمونه، رضا که شخصیتی متفاوت در نسل خودش است، شیطنت‌های خاص خود را دارد و مظهر تمام خوبی‌ها در این نسل نیست!

رضا شخصیتی است که در چند سکانس مقابل مریم قرار می‌گیرد. از نظر دیدگاه، تفکر رضا متفاوت از مریم است اما نقطه‌ی مقابل او نیست. واژگان و اصطلاح‌های مشترک این دو، نشان می‌دهد چقدر سلایق و علائق مشترک دارند. به عنوان نمونه، رضا به مریم می‌گوید که در گذشته، او را در یک میهمانی دیده‌است و یادش است که چقدر علی خوب رپ می‌زند! این اشتراکات فرهنگی، این ظرفیت را به روایت می‌دهد تا اشتباه مریم را برای مخاطب به تصویر بکشد. روایت فیلم، آرمان نسل جدید را به چالش نمی‌کشد، بلکه نشان می‌دهد که چقدر انتخاب شیوه و رویکرد رسیدن به آن اهداف مهم است.

 

 

مادربزرگ معتقد است خودش بیشتر از بقیه به نصیحت نیاز دارد برای همین نوه‌اش را نصیحت نمی‌کند. روایت فیلم مرهم نیز، سرشار از شعار و نصیحت نیست. این رویکرد فیلم، سبب شده‌است که «مرهم» فیلمی متفاوت و قابل تامل باشد.

 

منتشر شده در در ستون “قاب‌بیست‌ونهم” در صفحه‌ی 8 روزنامه‌ی “روزگار ” امروز (20/۱۱/1389)

اشتراک این مطلب
  • اشتراک در Facebook
  • اشتراک در Twitter
  • اشتراک در Pinterest
  • اشتراک در Linkedin
https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/marhamph_2.jpg 260 400 سعید احمدی پویا https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/final-logo.png سعید احمدی پویا2020-02-17 19:58:522020-03-18 20:08:43نقدی بر فیلم مرهم | قدم‌به‌قدم تا هم‌زبانی
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 8 =

دسته‌ها

  • اشاره‌گر
    • اینشورتک
    • بانکداری و پرداخت الکترونیک
    • فناوری اطلاعات
    • مدیریت کسب‌و‌کار
    • هویت دیجیتال
  • برداشت
    • تئاتر
    • فیلم
    • کتاب

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین مطالب سایت
Loading

آخرین مطالب برداشت

  • نقدی بر نمایش آناکارنینا | دعوت به یک دوئل در نیمه‌شبآبان 21, 1399 - 8:22 ب.ظ

      «عشق‌ورزیدن کافیست، آن‌گاه همه‌چیز لذت‌بخش است.» لئو تولستوی، دفترهای خاطرات، ۱۹۱۰ عشق، پیچیده­ترین مضمون بشری است که دستمایه داستان­های بسیاری شده است. آنا کارِنینا  رمانی است از لئو تولستوی، نویسندهٔ روسی که به عشق­ورزیدن از زاویه دیگر پرداخته است. از زاویه­ای که شاید عدم تعهد و پایبندی به خانواده و خیانت معنا شود؛ عشقی […]

  • نقدی بر نمایش بالاخره این زندگی مال کیه؟ | دشواری یک «حق انتخاب»آبان 21, 1399 - 8:16 ب.ظ

      «تصمیم گرفتم زنده نمونم» چالش نمایش «بالاخره این زندگی مال کیه؟» با این دیالوگ آغاز می‌شود. هریسون، استاد دانشگاه و مجسمه سازی است که در یک سانحه رانندگی، قطع نخاع شده است و از گردن به پایین فلج شده است. او که دیگر امیدی به بهبودی کامل ندارد، تصمیم می‌گیرد روند درمانش را متوقف […]

  • نقدی بر نمایش دولیتر در دو لیتر صلح | حیف حیفآبان 21, 1399 - 8:11 ب.ظ

      حیف، حیف… این مرثیه‌ای است که بازیگران زن نمایش «دولیتر در دو لیتر صلح» با صدای بلند فریاد می‌زنند و ضجه می‌زنند. مرثیه آدم‌هایی که زیر خاک خوابیدند و آنها زنده ماندند تا تقاص خون آن‌ها را پس بگیرند. پیروزی برای آن‌ها، در ریختن خون طرف مقابل تعریف شده است و تا خون دشمن […]

© کپی رایت – سعید احمدی‌پویا

ضرورت پذیرش بخشی از ریسک توسط نظام بانکی برای توسعه کسب‌وکارها... نقدی بر فیلم اسب حیوان نجیبی است | زیرپوست نجابت شهروندان یک شهر...
رفتن به بالا