سعید احمدی پویا
  • خانه
  • وبلاگ برداشت
  • وبلاگ اشاره‌گر
  • درباره من
  • ارتباط با من
  • رزومه
  • English
  • Menu

نقدی بر فیلم برادرم خسرو | آرامش برای هابیل

بهمن 29, 1398/0 دیدگاه /در برداشت, فیلم /توسط سعید احمدی پویا

 

پس خداوند به قائن(قابیل) گفت: «برادرت هابیل کجاست؟» گفت: «نمی‌دانم، مگر پاسبان برادرم هستم؟» کتاب پیدایش، باب 4

 

«جدال دو برادر»، از مضمون­های قدیمی و اسطوره­ای بوده است که همواره قصه­های متعدد بر آن روایت شده است. جدال هابیل و قابیل که در نهایت به قتل هابیل توسط قابیل منجر می­شود، سرآمد این داستان­ها و روایات است. از ابتدای روایت، دو برادر، به مثابه دو قطب مخالف خیر و شر، جدال نفسگیری را آغاز می­کنند و کشمکش این دو برادر ، محور داستان قرار می­گیرد.

روایت فیلم، “برادرم خسرو”، بر همین مضمون «جدال دو برادر» استوار شده است؛ با این تفاوت که به جای آن که جدال خیر و شر، محور روایت باشد، جدال عقل و جنون، محور کشمکش دو برادر شده است. ناصر به عنوان قطب عقلایی روایت، زندگی کاملا برنامه­ریزی شده و هدفمندی برای خود و خانواده­اش فراهم کرده است. او و همسرش تحصیلات عالیه دارند و شایان، فرزند خانواده مطابق با اصول تعیین شده والدین خود تربیت شده است و برنامه تعیین شده والدین خود را، یه صورت دقیق و شایسته­ای، اجرا می­کند. همه چیز بر سر جای تعیین شده خود قرار دارد و زندگی ناصر در وضعیت کاملا پایدار و مطلوبی قرار دارد.

داستان از نقطه­ای آغاز می­شود که خسرو، برادر ناصر که قطب شیدایی روایت است، به حوزه زندگی خصوصی ناصر وارد می­شود. خسرو بیمار است و خواهرش که تاکنون سرپرستی برادر بیمار را به عهده داشته است، برای مدت نامعلومی، نمی­تواند این وظیفه را انجام بدهد و از ناصر می­خواهد پرستاری برادرش را در این مدت، به عهده بگیرد. وضعیت پایدار زندگی ناصر، با ورود عنصری طغیانگر، ناپایدار می­شود. ناصر که تمام دقایق زندگی­اش با برنامه­ریزی پیش رفته است، در مقابل برادرش قرار می­گیرد؛ برادری که به سبب بیماری “اختلال دوقطبی” در وضعیت “شیدایی” قرار دارد و علیه هرگونه اصول و برنامه از پیش تعیین شده­ای، طغیان می­کند.

«اختلال دو قطبی» یک بیماری درازمدت است که درمانی طولانی مدت می­طلبد. این بیماری، بسیار نوساندار بوده(از افسردگی به شیدائی یا برعکس) و به دفعات مختلف، به تناسب نشانه­های بیماری، باید روش درمانی تغییر کند. بازی شهاب حسینی در نقش خسرو، به نحو مطلوبی توانسته است که بیماری خسرو را به تصویر بکشد و بیماری خسرو، برای تماشاگر باورپذیر باشد و حتی جنبه آموزشی درباره نشانه­ها و وضعیت «اختلال دو قطبی» داشته باشد.

 

 

خسرو در طی دوران بیماری خود، وقتی در وضعیت شیدایی قرار می­گیرد، صبح زود، با موزیک بسیار بلند، همه را بیدار می­کند و در سراسر روز حرکات خلاف عرف از خود نشان می­دهد. در انتهای شب، خسرو که از بی­خوابی رنج می­برد، دست به ساز می­شود و برای خانواده منظم ناصر، بحران ایجاد می­کند. ورود این شخصیت به حیطه خصوصی شخصیت مانند ناصر، تنش­زا ­ است و سبب عدم تعادل در وضعیت زندگی و روحی ناصر می­شود.

ابندای فیلم، خسرو از پدرش نقل می­کند که به دلیل علاقه­اش به شخصیت ناصرخسرو قبادیانی، اسم دو پسرش را ناصر و خسرو گذاشته است. در تاریخ آمده است که ناصر خسرو در اوج حکمت و فرزانگی، شخصیتی عارف مسلک و شیدا دارد؛ به نوعی روایت فیلم سعی دارد نشان بدهد، این دو برادر، دو نیمه یک پیکر هستند؛ یکی نیمه عقلانی و دیگری نیمه شیدایی. نقطه قوت روایت، این است که در این کشمکش و تحول، جای دو برادر عوض می­شود. ناصر به سمت جنون می­رود و خسرو رفتار عقلانی­تری پیدا می­کند. این تعویض جای دو قطب داستان، نشانه وجه خفته و همسان دو برادر است و هر دو شخصیت، به تناسب فراز و فروز داستان، وجهه­های مختلف شخصیت خود را بروز می­دهند.

 

 

نقطه ضعف فیلم، اغراق در پرداخت شحصیت ناصر است. از نیمه فیلم، دیگر رنگ شخصیت ناصر، خاکستری نیست. شخصیت ناصر، شر مطلق می­شود و این سبب می­شود که بیننده فراموش کند وضعیت عدم تعادل است کهناصر را به گرداب آن تصمیم وحشتناک سوق داده است و می­پندارد شر مطلق است و بسان قابیل، می­خواهد از هابیل انتقام بگیرد. در صورتی که قدرت وضعیت است که وجه پنهان شخصیت ناصر را هویدا می­کند و در استیصال کامل، او را با خود همراه می­کند. اما در ابتدای روایت، شخصیت­ها، تصویری خاکستری و باورپذیری دارند؛ نه شر مطلق هستند و نه خیر مطلق. آدم­های معمولی، که مهربانی­ها و اشتباهات خاص خود را دارند.

یکی از نقطات تقابل این دوبرادر، در نگاه آنها به میترا، شخصیت زن  اصلی فیلم است. خسرو سعی می­کند با دست گذاشتن روی نقاط فراموش شده شخصیت میترا، شخصیت مستقل و محکم بسازد و از او بخواهد که روی پای خودش بایستد. با این که میترا باردار است و از رانندگی در مناطق پرترافیک هراس دارد، از او می­خواهد در منطقه پرترافیک، خودش رانندگی کند؛ همین موضوع کوجک، سبب می­شود جسارت گم­شده میترا، هویدا شود و در کنار خسرو، خودش را نشان دهد. در نقطه مقابل، خسرو قرار دارد که با آگراندیسمان یک حادثه در محل کار و به بهانه بارداری، ابتدا میترا را از محل کارش دور می­کند و سپس با جایگزینی دوستش مرتضی، به جای میترا، امکان بازیابی شخصیت اجتماعی میترا را از او سلب می­کند. این تقابل، سبب می­شود که میترا به شخصیت خسرو نزدیک شود و رفتار خسرو برایش قابل درک باشد.

 

خسرو علافه بسیار به عکاسی دارد؛ به ویزه عکاسی بدون آمادگی قبلی سوژه. از محیط پیرامون خود و از خودش بسیار فیلم می­گیرد و در پاسخ به پرسش چرایی کارش، دیالوگ کلیدی فیلم را بیان می­کند:« وقتی حواست نباشه، خودتی.» همین تصاویری که هویدا کننده «خود واقعی» شخصیت­های روایت است، کلید حل معمای داستان می­شود و پایان قابل قبولی را برای روایت می­سازد و جایگاه دو شخصیت در ذهن مخاطب، عوض می­شود. در پایان، خسرو کلاهش را می­کشد روی صورتش تا کمی آرامش گم­شده خودش را بیابد. آرامش برای هابیلی که این بار، از تجربه پایانی متفاوت، لذت می­برد.

 

این مطلب در صفحه ۴ روزنامه شرق شماره 2916 مورخ 31 تیر 1396 منتشر شده است.

اشتراک این مطلب
  • اشتراک در Facebook
  • اشتراک در Twitter
  • اشتراک در Pinterest
  • اشتراک در Linkedin
https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/فیلم-برادرم-خسرو.jpg 260 400 سعید احمدی پویا https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/final-logo.png سعید احمدی پویا2020-02-18 00:09:112020-08-29 13:10:18نقدی بر فیلم برادرم خسرو | آرامش برای هابیل
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 9 =

دسته‌ها

  • اشاره‌گر
    • اینشورتک
    • بانکداری و پرداخت الکترونیک
    • فناوری اطلاعات
    • مدیریت کسب‌و‌کار
    • هویت دیجیتال
  • برداشت
    • تئاتر
    • فیلم
    • کتاب

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین مطالب سایت
Loading

آخرین مطالب برداشت

  • نقدی بر نمایش آناکارنینا | دعوت به یک دوئل در نیمه‌شبآبان 21, 1399 - 8:22 ب.ظ

      «عشق‌ورزیدن کافیست، آن‌گاه همه‌چیز لذت‌بخش است.» لئو تولستوی، دفترهای خاطرات، ۱۹۱۰ عشق، پیچیده­ترین مضمون بشری است که دستمایه داستان­های بسیاری شده است. آنا کارِنینا  رمانی است از لئو تولستوی، نویسندهٔ روسی که به عشق­ورزیدن از زاویه دیگر پرداخته است. از زاویه­ای که شاید عدم تعهد و پایبندی به خانواده و خیانت معنا شود؛ عشقی […]

  • نقدی بر نمایش بالاخره این زندگی مال کیه؟ | دشواری یک «حق انتخاب»آبان 21, 1399 - 8:16 ب.ظ

      «تصمیم گرفتم زنده نمونم» چالش نمایش «بالاخره این زندگی مال کیه؟» با این دیالوگ آغاز می‌شود. هریسون، استاد دانشگاه و مجسمه سازی است که در یک سانحه رانندگی، قطع نخاع شده است و از گردن به پایین فلج شده است. او که دیگر امیدی به بهبودی کامل ندارد، تصمیم می‌گیرد روند درمانش را متوقف […]

  • نقدی بر نمایش دولیتر در دو لیتر صلح | حیف حیفآبان 21, 1399 - 8:11 ب.ظ

      حیف، حیف… این مرثیه‌ای است که بازیگران زن نمایش «دولیتر در دو لیتر صلح» با صدای بلند فریاد می‌زنند و ضجه می‌زنند. مرثیه آدم‌هایی که زیر خاک خوابیدند و آنها زنده ماندند تا تقاص خون آن‌ها را پس بگیرند. پیروزی برای آن‌ها، در ریختن خون طرف مقابل تعریف شده است و تا خون دشمن […]

© کپی رایت – سعید احمدی‌پویا

نقدی بر فیلم پرویز | طوفانی پشت نفس‌های سنگین یک مرد …... نقدی بر فیلم رگ خواب | چشمان باز بسته
رفتن به بالا