نقدی بر کتاب هنرمندی از جهان شناور | روزهایی با طعم پرتقال
«خیلی جوان بودم وقتی این باسمهها را میساختم. حدس میزنم دلیل آنکه نمیتوانستم از جهان شناور لذت ببرم این بود که نمیتوانستم ارزش آن را به خود بقبولانم. مردان جوان اغلب در خصوص لذت، دچار عذاب وجدان میشوند… لذت بردن از زیبایی جهانی که به اعتبارش شک داری، دشوار است. »
این بخشی از کتاب «هنرمندی از جهان شناور» است. ایشیگورو در این داستان جامعهی ژاپن را پس از جنگ جهانی دوم تصویر کرده است. جامعهای که به دنبال بازنگری در ارزشهای خویش است و سعی میکند از روزهای جنگ فاصله بگیرد. آنها گذشتهی خویش را میکاوند تا بفهمند کجای کار اشتباه کردند. شاید سیاستمداران ذهن فراموشکاری داشته باشند، اما هنرمندان نمیتوانند خطای خویش را قراموش کنند. آثارشان همواره روزهایی را به یادشان میآورد که به گونهای دیگر میاندیشیدند و شاید همین اندیشه، سبب شده است که خانوادههای بسیاری متلاشی بشوند.
«اونو» نقاش مشهوری است که پس از جنگ، نقاشی را کنار گذاشته است. او تمام آثارش را بستهبندی کرده است و حتی حاضر نیست به نوهاش نشان بدهد. قهرمان اونو، آهنگسازی به نام «ناگوچی» است. ناگوچی پس از جنگ، فکر میکرد که آهنگهای مشهورش، اشتباه بوده است. او به همه آدمهایی فکر کرد که کشته شده بودند. ناگوچی دیگر نتوانست به زندگیاش ادامه بدهد.
اونو بیش از حد نگران دخترش است. او میترسد که قضاوتهای جامعه، در آیندهی دختر کوچکش تاثیرگذار باشد. جامعهی ژاپن فرایند مدرنیته را طی میکند اما هنوز به سنتهایی پیچیده وابسته است. به ویژه سنتهایی که برای ازدواج برقرار است. اونو بیم آن دارد که نقاشیهای گذشتهی او، باعث سرافکندگی دخترش بشود و خواستگارانش را پشیمان کند.
اونو در تکاپو است تا قضاوتهای جامعه را تعدیل کند و نظر اطرافیان را نسبت به خودش تغییر بدهد. هر آدمی، او را به زمانهای دور میبرد و گذشته و امروز را پیش چشم او میآورد. محلهای که روزگاری کافهی محبوبش بود، اکنون پر از بلوکهای آپارتمانی است. او هفتهای چندبار، قدم زنان بر روی پلی به نام «پلتردید» میرود. وجه تسمیه این پل، به این دلیل است که مردان بر روی این پل دچار عذاب وجدان میشدند که به تفریج شبانهشان بپردازند یا پیش همسرشان برگردند. اونو با یادآوری خاطرات گذشتهاش بر روی این پل، با عذابوجدان خود درگیر است.
ماتسودا، همکار سابقش، به او میگوید که دنیا فراتر از باغی است که ما در آن زندگی میکنیم. ما حداقل بر اساس عقیدهمان عمل کردیم و تمام تلاشمان را هم کردیم. اونو به یاد لحظاتی میافتد که سرشار از شادی بوده و پرتقالهایش را میخورده است. همین لحظات است که دلش را گرم میکند و دلیلی برای بودنش میشود.
این مطلب در صفحه 7 روزنامه قانون شماره 103 مورخ 16 اسفند 1391 منتشر شده است.






دیدگاه خود را ثبت کنید