سعید احمدی پویا
  • خانه
  • وبلاگ برداشت
  • وبلاگ اشاره‌گر
  • درباره من
  • ارتباط با من
  • رزومه
  • English
  • Menu

نقدی بر کتاب وقتشه که ساکت شی | در فواید خاموشی

مهر 12, 1399/0 دیدگاه /در برداشت, کتاب /توسط سعید احمدی پویا

 

«سرکار خانم رز عزیز، لحظه به لحظه به یاد دارم که چطور شما را مورد تمسخر قرار دادم و سعی کردم تا شما را در نظر دیگران هم چون یک احمق جلوه دهم. هنور بابت آن جریان حس خیلی بدی دارم. اکنون دیگر متوجه‌ی آسیبی که به شما در زندگیتان زده‌ام هستم. آگاه‌ام که بابت رفتار خشونت بارم نسبت به شما سزاوار سرزنشم.»

شامونت، پیرمرد نویسنده‌ای است که با نوشتن یک نامه، از حرکتی که سی و پنج سال پیش انجام داده است، عذرخواهی می‌کند. او در این نامه جریان زندگی‌اش را برای خانم رز می‌گوید. «سال بلو» با بهره گیری از قالب نامه، طرح یک اعترافنامه را می‌چیند و در این طرح، ماجراهای زندگی شامونت را شرح می‌دهد. شامونت در موضع یک پیرمرد نادم، سعی می‌کند ریشه‌های اخلاق ناپسندش را کشف کند. او از «خود سلفی» در برابر «خود متعالی» یاد می‌کند و آن  را دلیل نامهربانی مردم با یکدیگر می‌داند. او خودش را با کینزبرگ مقایسه می‌کند و اینکه جملات نیش دار و کنایه به هر دوی آنها الهام می‌شود.

 

 

از سوی دیگر، «بلو» طرح دیگری را درون روایت داستانی به پیش می‌برد. او از سازوکار ناعادلانه‌ی جهان سخن می‌گوید. سخنان چرچیل هم مانند او پراز کنایه بود، اما جایگاه او بهش این اجازه را می‌داد که هر توهینی را بکند و کسی از او ناراحت نشود. در مقابل شامونت، «بلو» شخصیت «فیلیپ» را خلق می‌کند. فیلیپ که برادر شامونت است، آدم رذل و کلاهبرداری است اما به دلیل استفاده از واژگان متملقانه، محبوب همه هست. به طوری که مادرشان، فیلیپ را بهترین فرزندش می‌داند و به اشتباه تصور می‌کند او بزرگ‌ترین حامی‌اش است. شامونت فقط به خاطر اینکه با برادرش رابطه محکمی داشته باشد، اجازه می‌دهد او هر بلایی را سرش بیاورد. برای او، هیچ راهی برای نزدیک شدن به برادرش، جز یک کار تجاری مشترک، وجود نداشت؛ پس با اشتیاق شریک کارهای تجاری او می‌شود و دارایی‌اش، را از دست  می‌دهد. روایت شامونت را به جایی می‌رساند که بگوید «دنیا همچون یک پارک تفریحی است که دیگر برای کسی سرگرم کننده نیست.»

مسئله دیگر، تنهایی شخصیت داستان است. زخم زبان‌های او، سبب شده است که حتی وکیلش او را ترک بگوید. تنها همسرش «گردا» بود که تا پایان زندگی، سعی می‌کرد، آنچه را که زبان شامونت خراب می‌کرد، ترمیم کند و از افراد دلجویی می‌کرد. حال که همسرش فوت شده، او در یک خانه‌ی کوچک زندگی می‌کند که خودش نام «جعبه» بر روی آن می‌گذارد. او پس از مرگ همسرش و به عشق او، تصمیم گرفته است که خودش را کنترل کند. او حالا ارزش بسته نگاه داشتن دهانش را می‌فهمد.

 

 

او برای خانم رز از احساسات درونی‌اش می‌نویسد: «متوجه شدید که ما در مورد چه چیزی باهم صحبت می‌کنیم. مسئله‌ی اصلی، احساس سردرگمی است. می‌دانم که برای هر یک از ما جایگاهی در دنیا وجود دارد و تا وقتی که در جایگاه درست یعنی‌‌ همان جایگاهی که سرنوشت از پیش برایم مقدر کرده، قرار نگیرم، باید مسئولیت رنج‌ها و غم‌هایی را که دیگران به دلیل این سردرگمی و نبود من در جایگاه درست متحمل می‌شوند، به عهده بگیرم.»

 

این مطلب در صفحه 16 روزنامه اعتماد شماره 2854 مورخ 27 آذر 1392 منتشر شده است.

اشتراک این مطلب
  • اشتراک در Facebook
  • اشتراک در Twitter
  • اشتراک در Pinterest
  • اشتراک در Linkedin
https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/وقتشه-که-ساکت-شی.png 260 400 سعید احمدی پویا https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/final-logo.png سعید احمدی پویا2020-10-03 15:38:482020-11-11 19:43:04نقدی بر کتاب وقتشه که ساکت شی | در فواید خاموشی
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 7 =

دسته‌ها

  • اشاره‌گر
    • اینشورتک
    • بانکداری و پرداخت الکترونیک
    • فناوری اطلاعات
    • مدیریت کسب‌و‌کار
    • هویت دیجیتال
  • برداشت
    • تئاتر
    • فیلم
    • کتاب

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین مطالب سایت
Loading

آخرین مطالب برداشت

  • نقدی بر نمایش آناکارنینا | دعوت به یک دوئل در نیمه‌شبآبان 21, 1399 - 8:22 ب.ظ

      «عشق‌ورزیدن کافیست، آن‌گاه همه‌چیز لذت‌بخش است.» لئو تولستوی، دفترهای خاطرات، ۱۹۱۰ عشق، پیچیده­ترین مضمون بشری است که دستمایه داستان­های بسیاری شده است. آنا کارِنینا  رمانی است از لئو تولستوی، نویسندهٔ روسی که به عشق­ورزیدن از زاویه دیگر پرداخته است. از زاویه­ای که شاید عدم تعهد و پایبندی به خانواده و خیانت معنا شود؛ عشقی […]

  • نقدی بر نمایش بالاخره این زندگی مال کیه؟ | دشواری یک «حق انتخاب»آبان 21, 1399 - 8:16 ب.ظ

      «تصمیم گرفتم زنده نمونم» چالش نمایش «بالاخره این زندگی مال کیه؟» با این دیالوگ آغاز می‌شود. هریسون، استاد دانشگاه و مجسمه سازی است که در یک سانحه رانندگی، قطع نخاع شده است و از گردن به پایین فلج شده است. او که دیگر امیدی به بهبودی کامل ندارد، تصمیم می‌گیرد روند درمانش را متوقف […]

  • نقدی بر نمایش دولیتر در دو لیتر صلح | حیف حیفآبان 21, 1399 - 8:11 ب.ظ

      حیف، حیف… این مرثیه‌ای است که بازیگران زن نمایش «دولیتر در دو لیتر صلح» با صدای بلند فریاد می‌زنند و ضجه می‌زنند. مرثیه آدم‌هایی که زیر خاک خوابیدند و آنها زنده ماندند تا تقاص خون آن‌ها را پس بگیرند. پیروزی برای آن‌ها، در ریختن خون طرف مقابل تعریف شده است و تا خون دشمن […]

© کپی رایت – سعید احمدی‌پویا

نقدی بر کتاب در جستجوی فردی | گذشته‌ای که نگذشت…... نقدی بر کتاب اندوه مونالیزا | اندوه منتشر
رفتن به بالا