سعید احمدی پویا
  • خانه
  • وبلاگ برداشت
  • وبلاگ اشاره‌گر
  • درباره من
  • ارتباط با من
  • رزومه
  • English
  • Menu

نقدی بر کتاب هنرمندی از جهان شناور | روزهایی با طعم پرتقال

مهر 12, 1399/0 دیدگاه /در برداشت, کتاب /توسط سعید احمدی پویا

 

«خیلی جوان بودم وقتی این باسمه‌ها را می‌ساختم. حدس می‌زنم دلیل آنکه نمی‌توانستم از جهان شناور لذت ببرم این بود که نمی‌توانستم ارزش آن را به خود بقبولانم. مردان جوان اغلب در خصوص لذت، دچار عذاب وجدان می‌شوند… لذت بردن از زیبایی جهانی که به اعتبارش شک داری، دشوار است. »

این بخشی از کتاب «هنرمندی از جهان شناور» است. ایشی‌گورو در این داستان جامعه‌ی ژاپن را پس از جنگ جهانی دوم تصویر کرده است. جامعه‌ای که به دنبال بازنگری در ارزش‌های خویش است و سعی می‌کند از روزهای جنگ فاصله بگیرد. آن‌ها گذشته‌ی خویش را می‌کاوند تا بفهمند کجای کار اشتباه کردند. شاید سیاستمداران ذهن فراموشکاری داشته باشند، اما هنرمندان نمی‌توانند خطای خویش را قراموش کنند. آثارشان همواره روزهایی را به یادشان می‌آورد که به گونه‌ای دیگر می‌اندیشیدند و شاید همین اندیشه، سبب شده است که خانواده‌های بسیاری متلاشی بشوند.

 

 

«اونو» نقاش مشهوری است که پس از جنگ، نقاشی را کنار گذاشته است. او تمام آثارش را بسته‌بندی کرده است و حتی حاضر نیست به نوه‌اش نشان بدهد. قهرمان اونو، آهنگسازی به نام «ناگوچی» است. ناگوچی پس از جنگ، فکر می‌کرد که آهنگ‌های مشهورش، اشتباه بوده است. او به همه آدم‌هایی فکر کرد که کشته شده بودند. ناگوچی دیگر نتوانست به زندگی‌اش ادامه بدهد.

اونو بیش از حد نگران دخترش است. او می‌ترسد که قضاوت‌های جامعه، در آینده‌ی دختر کوچکش تاثیرگذار باشد. جامعه‌ی ژاپن فرایند مدرنیته را طی می‌کند اما هنوز به سنت‌هایی پیچیده وابسته است. به ویژه سنت‌هایی که برای ازدواج برقرار است. اونو بیم آن دارد که نقاشی‌های گذشته‌ی او، باعث سرافکندگی دخترش بشود و خواستگارانش را پشیمان کند.

اونو در تکاپو است تا قضاوت‌های جامعه را تعدیل کند و نظر اطرافیان را نسبت به خودش تغییر بدهد. هر آدمی، او را به زمان‌های دور می‌برد و گذشته و امروز را پیش چشم او می‌آورد. محله‌ای که روزگاری کافه‌ی محبوبش بود، اکنون پر از بلوک‌های آپارتمانی است. او هفته‌ای چندبار، قدم زنان بر روی پلی به نام «پل‌تردید» می‌رود. وجه تسمیه این پل، به این دلیل است که مردان بر روی این پل دچار عذاب وجدان می‌شدند که به تفریج شبانه‌شان بپردازند یا پیش همسرشان برگردند. اونو با یادآوری خاطرات گذشته‌اش بر روی این پل، با عذاب‌وجدان خود درگیر است.

 

 

ماتسودا، همکار سابقش، به او می‌گوید که دنیا فرا‌تر از باغی است که ما در آن زندگی می‌کنیم. ما حداقل بر اساس عقیده‌مان عمل کردیم و تمام تلاشمان را هم کردیم. اونو به یاد لحظاتی می‌افتد که سرشار از شادی بوده و پرتقال‌هایش را می‌خورده است. همین لحظات است که دلش را گرم می‌کند و دلیلی برای بودنش می‌شود. ‌

 

این مطلب در صفحه 7 روزنامه قانون شماره 103 مورخ 16 اسفند 1391 منتشر شده است.

اشتراک این مطلب
  • اشتراک در Facebook
  • اشتراک در Twitter
  • اشتراک در Pinterest
  • اشتراک در Linkedin
https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/هنرمندی-از-جهان-شناور.png 260 400 سعید احمدی پویا https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/final-logo.png سعید احمدی پویا2020-10-03 14:09:282020-10-03 14:10:03نقدی بر کتاب هنرمندی از جهان شناور | روزهایی با طعم پرتقال
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × دو =

دسته‌ها

  • اشاره‌گر
    • اینشورتک
    • بانکداری و پرداخت الکترونیک
    • فناوری اطلاعات
    • مدیریت کسب‌و‌کار
    • هویت دیجیتال
  • برداشت
    • تئاتر
    • فیلم
    • کتاب

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین مطالب سایت
Loading

آخرین مطالب برداشت

  • نقدی بر نمایش آناکارنینا | دعوت به یک دوئل در نیمه‌شبآبان 21, 1399 - 8:22 ب.ظ

      «عشق‌ورزیدن کافیست، آن‌گاه همه‌چیز لذت‌بخش است.» لئو تولستوی، دفترهای خاطرات، ۱۹۱۰ عشق، پیچیده­ترین مضمون بشری است که دستمایه داستان­های بسیاری شده است. آنا کارِنینا  رمانی است از لئو تولستوی، نویسندهٔ روسی که به عشق­ورزیدن از زاویه دیگر پرداخته است. از زاویه­ای که شاید عدم تعهد و پایبندی به خانواده و خیانت معنا شود؛ عشقی […]

  • نقدی بر نمایش بالاخره این زندگی مال کیه؟ | دشواری یک «حق انتخاب»آبان 21, 1399 - 8:16 ب.ظ

      «تصمیم گرفتم زنده نمونم» چالش نمایش «بالاخره این زندگی مال کیه؟» با این دیالوگ آغاز می‌شود. هریسون، استاد دانشگاه و مجسمه سازی است که در یک سانحه رانندگی، قطع نخاع شده است و از گردن به پایین فلج شده است. او که دیگر امیدی به بهبودی کامل ندارد، تصمیم می‌گیرد روند درمانش را متوقف […]

  • نقدی بر نمایش دولیتر در دو لیتر صلح | حیف حیفآبان 21, 1399 - 8:11 ب.ظ

      حیف، حیف… این مرثیه‌ای است که بازیگران زن نمایش «دولیتر در دو لیتر صلح» با صدای بلند فریاد می‌زنند و ضجه می‌زنند. مرثیه آدم‌هایی که زیر خاک خوابیدند و آنها زنده ماندند تا تقاص خون آن‌ها را پس بگیرند. پیروزی برای آن‌ها، در ریختن خون طرف مقابل تعریف شده است و تا خون دشمن […]

© کپی رایت – سعید احمدی‌پویا

نقدی بر کتاب فارسی بخند | کدام پل در کجای جهان؟... نقدی بر کتاب یک هفته در فرودگاه | به کجا چنین شتابان…...
رفتن به بالا