سعید احمدی پویا
  • خانه
  • وبلاگ برداشت
  • وبلاگ اشاره‌گر
  • درباره من
  • ارتباط با من
  • رزومه
  • English
  • Menu

نقدی بر فیلم جدایی نادر از سیمین | سیاه‌چاله‌ی قضاوت

بهمن 28, 1398/0 دیدگاه /در برداشت, فیلم /توسط سعید احمدی پویا

 

برخی اوقات، انسان در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که باید قضاوت کند و با یک قضاوت، وضعیت‌خودشان و دیگران را تغییر می‌دهند. برخی اوقات انتخابی کوچک، تغییروضعیت‌های بزرگ در پی‌دارد. برخی اوقات، آدم‌باید در تنهایی خویش زار بزند تا بفهمد که چه‌کرده‌است؟ «جدایی نادر از سیمین» روایت تمام دل‌مشغولی‌ها و هراس‌های انسان‌ها از قضاوت است. انسان‌هایی که هنوز شرافتشان رنگ نباخته است و پشت هر رفتاری، کرداری دارند که آن‌ها را به مخمصه می‌کشاند و کوچک‌ترین رفتاری را زیرذره‌بین خود می‌گذارد.

داستان فیلم، داستان ساده‌ای است. سیمین می‌خواهد ایران را ترک کند و نادر به‌خاطر بیماری پدرش نمی‌تواند او را همراهی کند و سیمین تقاضای طلاق می‌کند. یک داستان معمولی و تکراری که هر روز مشابه آن، در دادگاه خانواده تکرار می‌شود. این قضیه دو جنبه دارد. جنبه‌ی نخست قضیه، رویکرد کارگردان است که با دستمایه‌قرار دادن یک داستان معمولی، پیچیدگی‌های زندگی را به مخاطب خود می‌فهماند و نشان می‌دهد در پس اتفاقات ساده و کوچک، چه دنیای پیچیده‌ای از قضاوت‌ها نهفته است و بارسنگین هستی، را به انسان یادآور می‌شود.

 

 

وجه‌دوم این مسئله از زاویه دید مخاطب است. داستانی معمولی که سبب همذات‌پنداری مخاطبان با شخصیت‌های فیلم می‌شود. با فروپاشی آن‌ها، مخاطب در خود فرومی‌ریزد و برای مخاطب، این اتفاق، یک اتفاق ساده نیست.

شخصیت‌های فیلم، به مبانی اخلاقی خود پایبند هستند. آن‌ها زندگی خود را برطبق اصولی که تعریف کرده‌اند، پیش می‌برند. نادر و سیمین با ترمه دخترشان صادق هستند و رویه‌شان این است که همواره باید سمت و سوی حقیقت را گرفت. هرکس که از سوی دادگاه فراخوانده می‌شود و از آن‌ها می‌پرسد که چه بگوید که به آن‌ها آسیبی نرسد، آن‌ها ازش می‌خواهند که حقیقت را بگوید. از آن سو راضیه و شوهرش به مبانی اخلاق سنتی پایبند هستند. برای آن‌ها هنوز مفهوم گناه، حلال و حرام مطرح است و نسبت به آن حساس هستند. راضیه برای کوچک‌ترین کاری – مانند شستن پدر پیر نادر – به دفتر مرجع‌تقلیدش زنگ می‌زند و از آن‌ها می‌پرسد که آیا این کار جایز است یا خیر؟ برای او مهم است که زندگی‌اش با حرام آمیخته نشود.

هیچ‌کدام از شخصیت‌های فیلم، وجه منفی پررنگی ندارند. حتی شوهر راضیه که رفتارهای تندی دارد، از واقعیت قضیه خبر ندارد و بر اثر تجربیاتش،، به تمامی افراد بدبین است و تصور می‌کند که همه می‌خواهند حقوقش را پایمال کنند. این نکته‌ی مهم فیلم است که قهرمان و ضدقهرمان ندارد. تمامی شخصیت‌های فیلم، آدم‌های معمولی از همین جامعه هستند که درگیر یک داستان معمولی می‌شوند. شخصیت‌هایی که مخاطب می‌تواند خودش را جای یکی از آن‌ها بپندارد.

 

 

فیلم این شخصیت‌ها را در وضعیت‌ساده‌ای قرار می‌دهد. که هرقدر روایت فیلم به جلو می‌رود، پیچیدگی آن بیشتر آشکار می‌شود. وظیفه راضیه، نگهداری از پدرپیرنادر باشد. اتفاقی می‌افتد و او خانه‌را ترک می‌کند. نادر وقتی به خانه برمی‌گردد، پدرش را می‌بیند که بر روی زمین افتاده‌است. حال پدرش بسیار بد است و او بسیار نگران می‌شود. وقتی راضیه به خانه برمی‌گردد، نادر که عصبانی است، او را از خانه بیرون می‌کند. راضیه به زمین می‌افتد و بچه‌اش سقط می‌شود. یک اتفاق، شخصیت‌های فیلم را در تقابل هم قرار می‌دهد. وضعیت تقابل این دو خانواده، سبب بزرگنمایی جزئیات بی‌اهمیت یک اتفاق می‌شود و هرکدام از ان‌ها باید در پیشگاه قاضی – یا مخاطب! – روایت دقیق خود را از حادثه بگویند.

هر کدام از این دوخانواده، درلایه نخست روایت، با خانواده‌ی دیگر درگیر است. در لایه‌زیرین مسئله، هرخانواده‌ای با خودش درگیر می‌شود. نادر با خودش، سیمین و ترمه درگیر می‌شود و راضیه هم با خودش و شوهرش. این درگیری دوم، به مراتب ویرانگر‌تر از درگیری اول است. هردو خانواده در دقایقی کوتاه، محضرقاضی، باهم درگیر می‌شوند اما آن‌ها درخانه‌ی خودشان و در تمام لحظات‌شخصی خود، دچارخوددرگیری می‌شوند. زارزدن نادر هنگام شستن پدرش و نگاه‌های پرسشگر ترمه به پدرش از این سو و اضطراب‌های راضیه از سوی‌دیگر بیانگر این قضیه هستند.

چالش دیگری که در این فیلم مطرح می‌شود، بحث دخالت مصلحت در قضاوت است. نادر وقتی در مخمصه استدلال‌های دخترش قرار می‌گیرد، می‌گوید «من اگر می‌گفتم که می‌دانم راضیه باردار است، به یک تا سه‌سال زندان محکوم می‌شدم. آن وقت در این مدت چه بر سرتو می‌آمد؟» این نوع پاسخ بر مبنای اخلاقی خاصی استوار است. در این وضعیت، فرد تلاش می‌کند چیزی که برایش مهم است و نگران آن است، را مشخص کند، سپس مبانی اخلاقی خویش را بر مبنای آن تنظیم می‌کند. در مقابل این استدلال، می‌توان پرسش مطرح کرد که آیا فرد می‌پسندد دیگری نیز با همین رفتار را با خودش انجام بدهد؟ «این استدلالی است که سیمین برای نادر آورد و از او خواست خودش را جای راضیه و شوهرش بگذارد. این بحث، مسئله سازگاری صرف است. وقتی فرد تصدیق می‌کند که درشرایط مشابه، دیگران نباید آن کار را انجام بدهند، این برای آن فرد یک الزام‌اخلاقی پدید می‌آورد.

 

 

یکی از ایراداتی که برخی به روایت‌فیلم وارد می‌دانند، استفاده از اصل‌غافلگیری است. آن‌ها براین باورند که در پیشگاه قاضی –مخاطب- روایت باید شفاف به پیش رود تا قضاوت مخاطب به چالش کشیده‌بشود. در هر قضیه‌ای همواره زوایایی است که تاریک می‌ماند و و شاید هم هیچگاه فاش نشود؛ این امر پاشنه‌ی آشیل قضاوت است. هر شخصیتی برای خود رازی دارد که روایت او را وادار می‌کند آن را بیان کند. مخاطب تصور می‌کرد نادر از بارداری راضیه آگاهی ندارد اما روایت به‌گونه‌ای پیش رفت که نادر دریک واکنش ناخودآگاه عصبی و در بن‌بست استدلال‌های دخترش، به این قضیه اعتراف کرد. ازآن‌سوی قضیه، واقف شدن راضیه به حرام‌بودن پول‌شبهه‌دار سبب آشفتگی راضیه و اعتراف او به تصادف شد. این نکته بازی روایت با مخاطب است تا مخاطب بداند هر اتفاق، زوایاییدارد که سبب تغییر نگاه قاضی می‌شود. فارغ از این بحث، مسئله‌ی فیلم نتیجه‌ی قضاوت نبود بلکه روایت برآن بود تا قضاوت‌کردن را به چالش بکشد. فیلم، شخصیت‌ها و مخاطبش را در وضعیتی قرار می‌داد که ناچار به قضاوت بشوند و آن‌ها را در آن سیاهچاله تنها می‌گذاشت. هیچ نوری به این سیاه‌چاله نمی‌تابد و انسان‌ها محکوم به زیست‌ابدی در این سیاه‌چاله‌اند.

 

منتشر شده در ستون “قاب‌بیست‌ونهم” در صفحه‌ی ۹ روزنامه‌ی “روزگار ” (27/۱۱/1389)

اشتراک این مطلب
  • اشتراک در Facebook
  • اشتراک در Twitter
  • اشتراک در Pinterest
  • اشتراک در Linkedin
https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/jodayi.jpg 260 400 سعید احمدی پویا https://ahmadipouya.com/wp-content/uploads/final-logo.png سعید احمدی پویا2020-02-17 20:18:482020-03-18 20:25:11نقدی بر فیلم جدایی نادر از سیمین | سیاه‌چاله‌ی قضاوت
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − 4 =

دسته‌ها

  • اشاره‌گر
    • اینشورتک
    • بانکداری و پرداخت الکترونیک
    • فناوری اطلاعات
    • مدیریت کسب‌و‌کار
    • هویت دیجیتال
  • برداشت
    • تئاتر
    • فیلم
    • کتاب

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین مطالب سایت
Loading

آخرین مطالب برداشت

  • نقدی بر نمایش آناکارنینا | دعوت به یک دوئل در نیمه‌شبآبان 21, 1399 - 8:22 ب.ظ

      «عشق‌ورزیدن کافیست، آن‌گاه همه‌چیز لذت‌بخش است.» لئو تولستوی، دفترهای خاطرات، ۱۹۱۰ عشق، پیچیده­ترین مضمون بشری است که دستمایه داستان­های بسیاری شده است. آنا کارِنینا  رمانی است از لئو تولستوی، نویسندهٔ روسی که به عشق­ورزیدن از زاویه دیگر پرداخته است. از زاویه­ای که شاید عدم تعهد و پایبندی به خانواده و خیانت معنا شود؛ عشقی […]

  • نقدی بر نمایش بالاخره این زندگی مال کیه؟ | دشواری یک «حق انتخاب»آبان 21, 1399 - 8:16 ب.ظ

      «تصمیم گرفتم زنده نمونم» چالش نمایش «بالاخره این زندگی مال کیه؟» با این دیالوگ آغاز می‌شود. هریسون، استاد دانشگاه و مجسمه سازی است که در یک سانحه رانندگی، قطع نخاع شده است و از گردن به پایین فلج شده است. او که دیگر امیدی به بهبودی کامل ندارد، تصمیم می‌گیرد روند درمانش را متوقف […]

  • نقدی بر نمایش دولیتر در دو لیتر صلح | حیف حیفآبان 21, 1399 - 8:11 ب.ظ

      حیف، حیف… این مرثیه‌ای است که بازیگران زن نمایش «دولیتر در دو لیتر صلح» با صدای بلند فریاد می‌زنند و ضجه می‌زنند. مرثیه آدم‌هایی که زیر خاک خوابیدند و آنها زنده ماندند تا تقاص خون آن‌ها را پس بگیرند. پیروزی برای آن‌ها، در ریختن خون طرف مقابل تعریف شده است و تا خون دشمن […]

© کپی رایت – سعید احمدی‌پویا

نقدی بر فیلم اسب حیوان نجیبی است | زیرپوست نجابت شهروندان یک شهر... نقدی بر فیلم آتشکار | جامعه‌ی عقیم!
رفتن به بالا