وبلاگ برداشت

نقد فیلم، تئاتر، کتاب و …

تازه‌ها

سینما

نقد و بررسی فیلم

تئاتر

نقد و بررسی تئاتر

کتاب

نقد و بررسی کتاب

آخرین یادداشت های برداشت

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین مطالب سایت
Loading

آخرین مطالب اشاره‌گر

  • چگونه ترک خدمت کارکنان تیم فروش را پیش‌بینی کنیم؟فروردین 13, 1400 - 8:07 ب.ظ

    شرکت‌های بسیاری نگران از دست دادن #منابع_‌انسانی خود در همه‌ی بخش‌ها هستند اما در خصوص تیم #توسعه_کسب‌وکار و #تیم_فروش، با هزینه‌های سنگینی همراه است. بر طبق برآوردهای سالانه جابجایی تیم‌های فروش در کشور آمریکا 27 درصد است که 2 برابر میانگین نرخ جابجایی تمامی بخش‌های منابع انسانی است. از سوی دیگر، شرکت‌های آمریکایی سالانه 15 […]

  • خطر تبلیغ یک محصول به عنوان «بهترین محصول بازار»فروردین 13, 1400 - 7:37 ب.ظ

    شرکتی یک کالای معروف دارد و یک کمپین گسترده راه می‌اندازد و به مشتریانش، #بهترین_محصول_بازار»» را معرفی می‌کند. نتیجه این می‌شود که مقطعی فروش بالا می‌رود اما شکایات مکرر مشتریان، فضای تخریبی وحشتناکی برای شرکت پدید می‌آورد. #استراتژی_تبلیغاتی_مقایسه‌ای و ایجاد #ذهنیت_بهترین_بودن در مشتری، سبب این می‌شود که مشتری کوچکترین خطایی را برنتابد و به شدت […]

  • کوزه انتخابات نصرآذر 1, 1399 - 11:17 ق.ظ

    «کوزه‌گر از کوزه شکسته آب می‌خورد» ضرب‌المثلی است که نقل روز اهالی صنف فن‌آوری اطلاعات درباره انتخابات صنف است. سامانه انتخابات هیئت مدیره سازمان نظام صنفی رایانه‌ای (نصر) در روز پنجشنبه 29 آبان، با چالش‌های عدیده‌ای روبرو شد و در ساعاتی از زمان مجاز اخذ رای، امکان رای‌دهی مهیا نگردید و انتخابات تا  ساعت 17روز […]

نقدی بر نمایش لارنس، راهب؛ مردی که حرف می‌زند | لارنس راهب و ما آدم‌های محترم

  نمایش آغاز می‌شود و مخاطب نمی‌داند که نمایش آغاز شده است. نمایش به عمد با تاخیر آغاز می‌شود و بازیگر در کافه سالن سایه به مخاطبان اعلام می‌کند که نمایش اجرا نمی‌شود. موقعیت ساخته شده،، مخاطب را به واکنش وامی‌دارد و سبب می‌شود از وضعیت انفعالی دربیاید و وارد بازی شود. اعتراض مخاطبان، فضایی […]

نقدی بر کتاب اندوه مونالیزا | اندوه منتشر

  «مزه‌ای در جهان نمی‌بینم، دهر گویی دهان بیمار است.» این جمله‌ای از طالب آملی است که بر پیشانی آخرین کتاب شاهرخ گیوا خودنمایی می‌کند و مضمون اصلی روایت را بیان می‌کند. «اندوه مونالیزا» روایت ویرانی خانه‌ها و آدم‌ها است. عمارتی که تک تک آجر‌هایش با ملات خاطره بنا شده است و چند نسل در […]

نقدی بر کتاب وقتشه که ساکت شی | در فواید خاموشی

  «سرکار خانم رز عزیز، لحظه به لحظه به یاد دارم که چطور شما را مورد تمسخر قرار دادم و سعی کردم تا شما را در نظر دیگران هم چون یک احمق جلوه دهم. هنور بابت آن جریان حس خیلی بدی دارم. اکنون دیگر متوجه‌ی آسیبی که به شما در زندگیتان زده‌ام هستم. آگاه‌ام که […]

نقدی بر کتاب در جستجوی فردی | گذشته‌ای که نگذشت…

  «خوش دارم به نامه‌هایی فکر کنم که از دور و نزدیک برای کسانی می‌آید که خیابان فردی تابرنا را دوست دارند، در آن زندگی می‌کنند، محله ال مورو در ایکیکه که فردی وقتی بچه بود توی آن بازی می‌کرد و پرسه می‌زد، بی‌خبر از آنکه سرانجامش به دریایی می‌کشد که آن قدر دوستش داشت….» […]

نقدی بر کتاب یک هفته در فرودگاه | به کجا چنین شتابان…

  «در رفتن هر هواپیمایی به جایگاه مخصوصش، رقصی طراحی شده می‌دیدی. راهرو مسافران جلو می‌آمد و دهان لاستیکی‌اش را در بوسه‌ای مردد به در جلو چپ می‌چسباند. یکی از پرسنل زمین به پنچره ضربه می‌زد، همکار داخل قفل هوا را آزاد می‌کرد و دو نفر سلام و احوال پرسی سردستی یی با هم می‌کردند، […]