وبلاگ برداشت

نقد فیلم، تئاتر، کتاب و …

تازه‌ها

سینما

نقد و بررسی فیلم

تئاتر

نقد و بررسی تئاتر

کتاب

نقد و بررسی کتاب

آخرین یادداشت های برداشت

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین مطالب سایت
Loading

آخرین مطالب اشاره‌گر

  • در ستایش سپه و ملیاردیبهشت 13, 1401 - 9:47 ب.ظ

    درخشش دو بانک بزرگ ایرانی در روند صدساله بانکداری ایران داستان صدسال بانکداری ایران، از 14 اردیبهشت ماه سال 1304 آغاز شد. با این که هنوز آرامش کامل در سراسر کشور برقرار نشده بود و فعالیت‌های اقتصادی و بازرگانی تاثیر قابل توجهی در حیات سیاسی کشور نداشت، اولین بانک ایرانی به نام «بانک قشون پهلوی»، […]

  • پرچم قرمز یا پرچم سفید؟فروردین 29, 1401 - 10:25 ق.ظ

    رگولاتوری یا تنظیم‌گری در یک صنعت، نقش اساسی در شکل‌دهی و بلوغ یک صنعت دارد و در عین حال ضامن دوام و تداوم کسب‌وکار در یک صنعت محسوب می‌شود. بیمه مرکزی هم از زمان شکل‌گیری تا کنون، با لحاظ این دغدغه سعی کردن است که تمام تلاش خود را در جهت حفظ و حراست حقوق […]

  • افق توسعه «زیست‌بوم هویت دیجیتال» در چارچوب حاکمیت منصفانهاسفند 16, 1400 - 7:24 ق.ظ

    روزهای ابتدایی سال 1400، پیش‌نویس اسناد برنامه‌ ملی هویت مجازی کشور به صورت رسمی از سوی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تحویل مرکز ملی فضای مجازی گردید؛ اسنادی که تدوین آن طبق سند نظام معتبر هویت مصوب شورای عالی فضای مجازی به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات سپرده شده بود و از سوی شورای اجرایی […]

نقدی بر نمایش لارنس، راهب؛ مردی که حرف می‌زند | لارنس راهب و ما آدم‌های محترم

  نمایش آغاز می‌شود و مخاطب نمی‌داند که نمایش آغاز شده است. نمایش به عمد با تاخیر آغاز می‌شود و بازیگر در کافه سالن سایه به مخاطبان اعلام می‌کند که نمایش اجرا نمی‌شود. موقعیت ساخته شده،، مخاطب را به واکنش وامی‌دارد و سبب می‌شود از وضعیت انفعالی دربیاید و وارد بازی شود. اعتراض مخاطبان، فضایی […]

نقدی بر کتاب اندوه مونالیزا | اندوه منتشر

  «مزه‌ای در جهان نمی‌بینم، دهر گویی دهان بیمار است.» این جمله‌ای از طالب آملی است که بر پیشانی آخرین کتاب شاهرخ گیوا خودنمایی می‌کند و مضمون اصلی روایت را بیان می‌کند. «اندوه مونالیزا» روایت ویرانی خانه‌ها و آدم‌ها است. عمارتی که تک تک آجر‌هایش با ملات خاطره بنا شده است و چند نسل در […]

نقدی بر کتاب وقتشه که ساکت شی | در فواید خاموشی

  «سرکار خانم رز عزیز، لحظه به لحظه به یاد دارم که چطور شما را مورد تمسخر قرار دادم و سعی کردم تا شما را در نظر دیگران هم چون یک احمق جلوه دهم. هنور بابت آن جریان حس خیلی بدی دارم. اکنون دیگر متوجه‌ی آسیبی که به شما در زندگیتان زده‌ام هستم. آگاه‌ام که […]

نقدی بر کتاب در جستجوی فردی | گذشته‌ای که نگذشت…

  «خوش دارم به نامه‌هایی فکر کنم که از دور و نزدیک برای کسانی می‌آید که خیابان فردی تابرنا را دوست دارند، در آن زندگی می‌کنند، محله ال مورو در ایکیکه که فردی وقتی بچه بود توی آن بازی می‌کرد و پرسه می‌زد، بی‌خبر از آنکه سرانجامش به دریایی می‌کشد که آن قدر دوستش داشت….» […]

نقدی بر کتاب یک هفته در فرودگاه | به کجا چنین شتابان…

  «در رفتن هر هواپیمایی به جایگاه مخصوصش، رقصی طراحی شده می‌دیدی. راهرو مسافران جلو می‌آمد و دهان لاستیکی‌اش را در بوسه‌ای مردد به در جلو چپ می‌چسباند. یکی از پرسنل زمین به پنچره ضربه می‌زد، همکار داخل قفل هوا را آزاد می‌کرد و دو نفر سلام و احوال پرسی سردستی یی با هم می‌کردند، […]